جهنم کوچینگ

از زمانی که با دو کلمه بهشت و جهنم آشنا شدم همیشه این دو کلمه برایم جذابیت خاصی داشت است. از زمانی که در آسمانها دنبالشان می گشتم تا زمانی که روی زمین پیدایشان کردم. از روزی که بخاطر ترس از جهنم سعی کردم پسر خوبی باشم تا روزی که بهشت را در آغوش کشیدم.

اگر یک روز از من بپرسند: “چه تغییری می تواند جامعه را رو به تعالی پیش ببرد؟” پاسخ خواهم داد: “معنی کلمات را روشن کنید، جامعه در مسیر تعالی قرار خواهد گرفت .” یکی از ابتدایی ترین سوالاتی که در کوچینگ یاد می گیریم پرسیدن معنی کلمات است.

  • آرامش میخوام ینی چی؟
  • احساس قدرت چه جور حسی هستش؟
  • امنیت داشته باشم رو بیشتر توضیح میدی؟
  • منظورت از کنترل خشم چیه؟

با توجه به این باور خودم و مهارت کوچینگی که آموخته ام، در ابتدا به تعریف بهشت و جهنم می پردازم تا کمی با معانی و مفاهیم مورد نظر در این مقاله آشناتر شویم و همچنین قدمی کوچک در راستای باور خودم برای متعالی تر کردن جامعه کوچینگ بردارم؛ کسی چه می داند، شاید این مقاله روزی در مسیر تعالی کسی قرار گیرند، این را فقط کوچ برتر عالمیان می داند(رب العالمین).

جهنم در دنیای دیگری بعد از مرگ، مکانی است که نیاز به بازگو کردن ندارد(همه گوششان پر است)، همان سیخ و قیر و رنده و گیس و…؛ تمثیل  ها و تشبیهاتی هولناک برای دور نگه داشتن انسان ها از رفتارهایی شاید نادرست؛ و این مَشِقات تا “ابد” ادامه دارند و این ابد تا هر زمانی می تواند ادامه داشته باشد. در مکان جهنم شرایط برای ساکنین آن سخت و دشوار است. حال درجه سختی، سوزن تزریقات باشد یا سیخ داغ، بستگی به روح متوفی دارد، و شرایط هر چه که باشد به هر حال سخت است و ویژگی های خیلی خاصی دارد که معمولا از زاویه دید بسیار از مردم دور می ماند؛ مثلا اینکه جهنمی که توصیف شده از دور ترسناک است؛ و این ترس، از ازل تا ابد در دل هر انسانی جا خوش کرده است؛ و اگر از من بپرسند: “چرا روح مجبور است در آن شرایط همه جوره سخت، معذب باشد؟” خواهم گفت: “چون از جهنم های زمین عبور نکرده است!”

اگر زندگی یک سفر در یک مسیر یک طرفه به سمت ابدیت باشد و مرگ فقط مکانیزمی کیهانی برای انتقال کلمه ای ناشناخته به نام “روح” به هرجایی که نمی دانیم باشد، بعد از مرگ  روح انسان که می گویند مرکز تمام آگاهی ها و احساسات است همان شرایط قبل از مرگ را از این زندگی زمینی به دنیای بعد منتقل می کند(هررر جا که باشد).اگر روح با افکار و احساسات جهنمی باشد وارد مکانی به نام جهنم می شود؛ پس جهنم به شرایطی گفته می شود که انسان در سختی و رنج و عذاب باشد . خواه سختی صبح بیدار شدن باشد یا رنج نوشتن یک مقاله یا عذاب زندگی کردن در یک طلاق عاطفی . با کمی نگاه کردن به جهنم(ها) از دید یه کوچ می بینیم جهنمی ها همیشه در شرایط تکراری به سر می برند و مدام در حال رنده شدن، چرخ شدن، آویزان ماندن، به سیخه کشیدن و برشته شدن هستند و در برهوت بلاتکلیفی منتظر بدبختی های قدیم و جدیدشان بر آتش اضرابشان نشسته اند . شنبه قیف و قیر داغ، یک شنبه سیخ و کباب، دوشنبه شیرجه روی ذغال، سه شنبه آویزان کردن از موها، چهارشنبه گردش علمی در شکم مار غاشیه، پنجشنبه ها تا ظهر رنده شدن و از بعد از ظهر پنجشنبه تا صبح شنبه در بلاتکلیفی اینکه شاید این جمعه خداوند سفیری بفرستد تا این ابدیتِ عذاب پایان یابد. شاید این جمعه بیاید، کسی چه می داند.

بهشت در دنیای دیگر را همه بهتر از جهنم می شناسند، مکانی که هیچ نیازی بی جواب نمی ماند(این جمله را دو بار بخوانید) و این بی نیازی تا “ابد” ادامه دارد (این جمله را هم دو بار بخوانید) و این ابد هر زمانی می تواند باشد؛ ابدِ یک زندگی زمینی شناخته شده که نام آن را مرگ می گذاریم، یا ابدِ یه زندگی  کاملا ناشناخته بعد از مرگ که بر آن نام “ابدیت” به معنای جاویدان را می گذاریم تا ترس از جهنم را هولناکتر جلوه دهد . به هر حال ابد هم برای هر انسانی معنی خاص خود را دارد و ابد، ابد است . هر انسانی از روز تولد تا روز مرگش، در اعماق وجود خود، ابدش را با خودش حمل می کند . در بهشت ابزار و وسایلی بدون تاریخ مصرف، خرابی، از کار افتادگی و ناکارآمدی در اختیار هر روح قرار میگیرد و روح تا ابد از آن ابزار و وسایل برای ارضای تمام امیال و نیازهای خود استفاده می کند و در امنیت و آرامش و راحتی زندگی خواهد کرد .

از بازبینی و جمع بندی مطالب فوق می توانیم نتیجه بگیریم که با توجه به این توضیحات در مورد  بهشت و جهنم، هر دوی این شرایط مختص موجودی ناشناخته به نام “روح” است، همان ناشناخته ی حمل کننده آگاهی و احساسات؛ پس بهشت و جهنم دو حالت روحی است که با این استعاره ها انسان های نخستین، سعی بر توضیح آن به زبان ساده خود داشته اند. انسان از دیرباز تمایل زیادی به قصه گفتن و قصه شنیدن داشته است و در دوره های بسیار دور زمانی که بعد از برگشتن از شکاری موفقیت آمیز  و انتقال آن به محل زندگی و سلاخی و جشن و جمع شدن به دور آتش، افرادی شبیه منتورهای امروزی بودند که با نام های دیگر آنها را می شناسیم مانند: “پیر، حکیم، مولا، مراد یا امثالهم در فرهنگها و زبانهای مختلف”  با قصه ها و داستان ها سعی بر تربیت و شکوفایی افراد جامعه خود داشته اند و گویا مردم بی سواد و ناآگاه آن زمان ها را باید با این حجم از ترس و وحشت ملزم به حرکت به سمت تعالی می کردند که با این حال هم باز عده ای انتخاب کردند در گمراهی بمانند، (خود کرده را تدبیر نیست).

ضرب المثلی است که می گوید “بهشت را به بها دهند نه به بهانه”. بها دادن کار آسانی نیست، سختی و رنج و عذاب دارد، برای خودش جهنمی است تا ابد! و اینجای سفر زندگی است است که مسیر بهشت از وسط جهنم عبور می کند و انسان است که انتخاب    می کند به بهشت برود یا در جهنم بماند . در قرآن کریم می خوانیم “لَقَد خَلَقَنَا الاِنسانَ فی کَبَد” یعنی انسان را در رنج و سختی آفریدیم یا به زبان این مقاله در “جهنم” آفریدیم .

با توجه به تمام توضیحات بالا حال بهتر است از خودمان بپرسیم : “منظور از ابزار و وسایل موجود در بهشتی روحانی چیست؟” اجازه دهید حرفهای کلیشه ای و در قالب نَگُنجَنده ی خودم را با مثالی کاملا ملموس و آشنا برای بهشتیان و جهنمیانی که درحال خواندن این مقاله هستند بهتر بازگو کنم .

کودکی را تصور کنید که سن ۶ سالگی خود را به پایان رسانده و حالا باید از بهشت ابدی و امن و آرامِ خوابیدن تا ظهر و بازی کردن و خوردن و غیره… که در خیال کودکانه خودش تا ابد متصور شده بود را مانند پدرش آدم با سقوطی آزاد ترک کند و به جهنم صبح زود بیدار شدن و مشق و دیکته و نمره و…، هبوط پیدا کند. برای همه کودکان، کلاس اول جهنمی بوده است و خواهد بود و بعد از تمام شدن جهنم کلاس اول و پایان زندگی در آن جهنم، وارد بهشت خواندن و نوشتن می شوند و تا ابدِ خودشان از آن بهشتِ “بها داده شده” بهره مند و بی نیاز خواهند بود. این ابد به اندازه یک روز گرم تابستانی می تواند باشد یا ابدی به بلندای ابدیت؛ این مثالی ساده بود برای درک بهتر اما کاملا ابتدایی .

در ابعاد بزرگتر، هر روز روح های جهنمی زنده ای را می توان در خیابان ها دید و یا در جلسات شنید که همه از جهنم می ترسند و در جهنم زندگی می کنند . جهنم کنکور، جهنم رابطه عاطفی، جهنم عذاب وجدان، جهنم ترس، جهنم عدم امنیت… .

جهنم ها و بهشت های زیادی در مسیر زندگی در پس هم ظاهر می شوند؛ جهنم ها و بهشت های تو در تو . هر بهشتی، جهنمی در دل خود دارد و هر جهنمی، بهشتی را وعده می دهد، و این انسان است که انتخاب می کند در جهنم خود بماند یا در مسیر بهشت قدم بگذارد، و از جهنم هایی مشتعل از اضطراب ها و ترس ها و غم ها و خشم ها و… به سلامت عبور کند و در بهشت های پر از آرامش و امنیت و راحتی و بی نیازی زندگی کند .

هر مسافری را که می بینید، خواه شهروندی در حال سفری درون شهری با پای پیاده باشد، خواه کوه نورد، راننده، جهانگرد یا فضانورد، همیشه ابزاری همراه خود دارد و برای عبور از سختی ها و مسائل پیشامده از آن ابزارها کمک می گیرد . عبور از جهنم یادگیری ابزار خواندن و نوشتن می خواهد، جهنم سختی ها ابزار صبر کردن، عبور از ترس ها ابزار شجاعت و … ؛ تمام این ابزارها در پایان هر جهنمی هرچند کوچک به انسان تقدیم می گردد و انسان در بهشت آن مهارت ها شروع به عبور از جهنم های سخت تر و داغ تر و عذاب آورتر    می کند و به بهشت هایی سرسبزتر و کاملتر و زیباتر  وارد می شود . یادگیری هر مهارتی، جهنمی در دل خود دارد که بهشتی ابدی را همراه خود می آورد که تا روز مرگ یا شاید هم بعد از آن تا ابدیت ادامه داشته باشد، کسی چه می داند .

کوچینگ مهارتی است که از جهنم گوش دادن فعال، جهنم قضاوت نکردن، جهنم همدلی، جهنم پرسش قدرتمند، جهنم مقاله نویسی، جهنم آزمون (کوفتی)…، می گذرد و به راستی بهشت کوچینگ، بهشت زیبایی است .

 آرش جابرانصاری 

5/5 - (1 امتیاز)

2 دیدگاه برای “جهنم کوچینگ

  1. کاظم کمال شهسوار گفته:

    سلام و ارادت خدمت نویسنده این مقاله واقعا زیبا
    وای که چقدر لذت بردم.چه تشبیه زیبایی و چه جملات قدرتمندی داشت.خیلی خیلی زیاد به دیدگاه من و تعاریف من از کوچینگ کمک کرد.مخصوصا جمله پایانی که منو دیوانه خودش کرد.
    خیلی کمک کرد به تعریف و نگاه من به سختی های زندگی.آرزوی توفیق دارم براتون
    سپاس

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت توسط reCAPTCHA و گوگل محافظت می‌شود حریم خصوصی و شرایط استفاده از خدمات اعمال.