معرفی کوچینگ

مقدمه

در اواسط سال ۱۹۸۰ توماس لئونارد، کوچینگ حرفه‌ای را در آمریکا بنا نهاد و در سال ۱۹۵۵ ICFبه عنوان یک موسسه غیرانتفاعی و با هدف همکاری و پشتیبانی کوچ ها از یکدیگر، توسط چند کوچ حرفه‌ای پایه گذاری شد. صلاحیتهای اساسی و ضوابط اخلاقی و استانداردهای کوچینگی توسط ICF تهیه و به روزرسانی می شوند. تا اواسط سال ۲۰۱۸ بیش از ۲۷۰۰۰عضو در ICFثبت شده اند.

 کلمه کوچ استعاره از نوعی کالسکه است که در قرن پانزدهم میلادی در روستای کاکس (cocs) برای حمل و نقل طراحی شد و در قرن شانزدهم در آلمان با کلمه kutsche  و در فرانسه با کلمه   coche و در انگلیسی با نام coach  به کار گرفته شد. در قرن هجدهم از کلمه کوچ به عنوان معلم سرخانه استفاده شد و دلیل استفاده از این کلمه برای این افراد آن بود که این افراد، به سرعت و سهولت موفقیت در امتحانات دانش‌آموزان و دانشجویان کمک می کردند و در همان سال ها این کلمه برای مربیان ورزشی نیز که یادآور راحتی رسیدن به مقصد با فریاد زدن دائمی دستورات و اصلاحات، به منظور رسیدن به پیروزی ورزشکاران بودند نیز باب شد اما این واژه بعد از حوزه تدریس و ورزش به حوزه‌های دیگر نیز سرایت کرد و افراد در حوزه های توسعه فردی، خانواده و مدیریت و مالی نیز از آن بهره بردند.

 کوچ ها سعی کردند تا به افرادی که از لحاظ احساسی و روانی سالم هستند اما به کسانی احتیاج دارند تا به آنها کمک کند تا بتوانند به زندگی شان سر و سامان بیشتر و بهتری بدهند تا به اهداف شان دست یابند کمک کنند.

Upload Image...

معرفی

کوچینگ ،حرفه ای جدید و بدیعی است که توانست همه مفاهیم مدیریتی، روانشناسی، فلسفه و… را با هم ادغام نماید و با ادغام این نظام‌های ارزشی، نظامی بدیع و متمایز، به منظور ایجاد یک زندگی ایده آل فراهم آورد. کوچ به‌عنوان یک مشوق به شکل یک همراه مطمئن و با استفاده از مهارت شنونده آگاه، به شکل یک آینه عمل کرده، مراجع را در مقابل خودش نمایان می‌کند و با پرسیدن سوالات اساسی به مراجع کمک می‌کند تا درون خود را جستجو کرده و پاسخ سوالات را بیابد. سپس او را به چالش کشیده تا مراجع بتواند به راحتی واقعیت‌ها را بازگو نماید و خود را مسئول زندگی خود ببینند، ارزش های فردی خود را روشن و مشخص سازد، اهداف خود را ارزش گذاری کند و با همراهی و حمایت کوچ با تبیین برنامه‌ای دقیق در رسیدن به آنها تلاش نماید. در این مسیر کوچ ایده های جدید مراجع را ارزیابی می نماید و مسئولیت اتخاذ تصمیمات و ایجاد تغییرات شگفت بر عهده خود مراجعه خواهد بود. با قرار دادن مراجع در برابر موقعیت های چالش برانگیزی که یا تجربه شده اند و یا اینکه قابل تجربه شدن هستند، چشم اندازی گسترده در برابر مراجع می گذراد و به مراجع کمک می کند تا بر محدودیت های ذهنی خود فائق آید و بهترین راه را برای خود بیابد پس در این مسیر او را تحسین و تشویق خواهد کرد.

 در نتیجه با بیانی بهتر می توان اینگونه بیان داشت که کوچینگ نوعی شراکت مستمر بین کوچ و مراجع خواهد بود، که مراجع در جریان این مشارکت به تفکر خواهد پرداخت و عاقلانه و خلاقانه عمل خواهد کرد و به نتایج رضایت‌بخشی دست خواهد یافت. در جریان روال کوچینگ ،مراجعه‌کننده پتانسیل های پنهان وجودی خود را خواهد شناخت و با عملکرد بهتر، کیفیت زندگی خود را بهبود خواهد بخشید.

کوچینگ بر خلاف روال مشاوره و روان درمانی مرحله درمان نیست بلکه با الهام گرفتن از روانشناسی مثبت گرا با روندی به سوی جلو و آینده‌نگر بدون تمرکز بر گذشته احساسی یا تجربی فرد، از طریق انتقال اطلاعاتی مشخص بین کوچک و مراجع، بدون ارائه راهکاری خاص که شیوه مشاوره گونه است به مراجع کمک می کند تا خودش، بهترین راه که مطابق با شخصیت و توانمندی فردی وی است را بیابد. کوچ در کنار مراجع، وضعیت را بررسی می نماید و با سوالات قدرتمندی که از طرف کوچ مطرح می‌شود، وضعیت تجزیه و تحلیل می شود. کوچ معتقد است که مراجع یک متخصص تمام عیار است که تنها، راه به کارگیری دانش خود را نمی دانند، در نتیجه به عنوان یک تسهیلگر به مراجع کمک می‌کند تا با تمرکز بر اهداف، به سوی آینده ،خود جواب ها را پیدا کند و مسیر را برای ادامه تا موفقیت روشن سازد .

کوچینگ زاییده عمل گرایی است و تمرکز کوچینگ و متمرکز شدن کوچ بر نقطه‌ای است که کوچ در حال حاضر در آن نقطه ایستاده است اما به شکلی که مراجع را بر نقطه ای که می خواهد به آنجا برسد متمرکز می سازد و وی را به چگونگی رسیدن به آن نقطه توانمند می نماید.

معرفی کوچینگ,coaching,faracoach

هدف اصلی کوچینگ

هدف اصلی کوچینگ، رساندن مراجع به اهداف دلخواه خود می باشد. قبل از هر چیزی آگاهی و شناخت افراد از نقاط قوت شان است که اهمیت دارد و علاوه بر آن برای مدیریت بهتر زندگی، فرد باید نقاط ضعف یا موانع را نیز بشناسد تا این موارد محدودیتی در رسیدن به اهداف دلخواه ایجاد نکنند. تغییر اساسی که کوچ به وسیله مهارت‌های کوچینگی خود در مراجع ایجاد می‌کند، باعث می‌شود تا فرد از توانایی ها و نقاط قوت خود باخبرشده، نقاط قابل بهبود را شناسایی نماید و در مسیر ارتقاء یا بهبود خود قدم بردارد. در واقع کوچینگ به فرد کمک می‌کند تا نوع نگاه خود را تغییر داده و بتواند با کمک مهارت‌های کوچینگ، بهترین لحظات زندگی از طریق خلق ارزش های افزوده را برای خود رقم بزند. مراجع با کمک و همراهی کوچ ماهر از طریق فرآیند و مهارت خلق ارزش افزوده، می تواند با نگاه به باورها، ارزش ها و به دنیای بیرون و درون خود دسترسی یافته و نحوه فکر کردن و یادگیری صحیح را بیاموزد، در نتیجه برای موضوعات با اهمیت زندگی خود، انتخاب های بهتری خواهد داشت. کوچینگ به عنوان یک کاتالیزور با ایجاد شناخت بهتر از خود و آگاهی از وضعیت موجود، با ایجاد تغییرات درونی در فرد، وی را به سوی دنیای مطلوب هدایت خواهد کرد.

معرفی کوچینگ,coaching,faracoach

برای فهم بهتر واژه کوچینگ لازم است بدانیم کوچ چه کسی است و چه کاری انجام میدهد؟

 کوچ ها معمولاً افرادی هستند که از ویژگی کمک کردن به افراد در جهت رشد و پیشرفت لذت می برند. کوچ ها افرادی هستند که از طریق گفتگوی آگاهانه کوچینگی به فرد کمک می کنند تا در مسیر رو به جلو، برای زیستنی در بهترین حالت و رسیدن به نتایج فوق العاده تلاش نمایند. این کار کمکی است برای پر کردن فاصله بین جایی که مراجع در حال حاضر قرار گرفته و قصد دارد به دلخواه و ایده‌آل خود در آینده برسد.کوچ در این مسیر مراجع را برای طراحی و رسیدن به آنچه تمایل دارد که به آن دست یابد، همراهی خواهد کرد. در این مسیر کوچ با شفاف‌سازی و وضوح بخشی و تسریع فرآیند پیشرفت بامراجع همقدم خواهد بود. تا نتیجه آن، آگاهی و تمرکز را برای فرد مراجع به ارمغان آورد.

 در کوچینگ مراجع است که می‌داند هدف یا مشکل چیست و می‌خواهد بر چه چیزی تمرکز کند. در این راستا کوچ تنها در دستور کار مراجعه کننده متمرکز خواهد بود و با استفاده از سوالات قدرتمندی که در جهت یادگیری مراجع استفاده می کند و با استفاده از فن و مهارت خوب گوش کردن و بازخوردهای مناسب، باعث ایجاد شفافیت موضوع و مسیر و آگاهی بخشی به مراجع خواهد بود. استفاده از واژه کوچیک در استعاره از کالسکه نیز به معنی کمک کردن به فرد برای رفتن از محل کنونی به جایی که دوست دارد در آنجا باشد می باشد. کوچ یک وسیله و یک همراه برای رسیدن و پیشروی به سوی اهداف است.

معرفی کوچینگ,coaching,faracoach

در این مسیر کوچ موظف است شرایط و اصول اخلاقی و حرفه‌ای خاصی را مدنظر قرار دهد و رعایت کند. زمانی که یک فرد (مراجع) از کوچ می خواهد تا با او کار کند، در واقع خواسته است تا یک ارتباط موثر فردی شکل بگیرد تا از این طریق یک زیر بنای مستحکم رابطه ایجاد شود. این زیربنا شامل رازداری، امنیت، احساس اعتماد و اطمینان برای برقراری یک رابطه خوب با هدف بیان تمام مشکلات و دغدغه ها از سوی مراجع خواهد بود. در این ارتباط کوچ به شکل یک آیینه شفاف عمل خواهد کرد تا اگر واقعیتی را می بیند آن را صادقانه و اما در فضایی معتمدانه، که ایجاد شده است با مراجع در میان بگذارد، تا او نیز بتواند به درستی آن را ببیند. این آیینه هیچ نوع قضاوتی نخواهد کرد، احترام مراجع خود را حفظ می نماید و او را باور خواهد داشت و در عین صداقت، باورهای درونی خود از مراجع را به نمایش خواهد گذاشت. در این راستا یک کوچ باید ۱۱ صلاحیت طراحی شده توسط فدراسیون کوچینگ (ICF) را نیز دارا باشد. این صلاحیت ها به منزله جعبه ابزاری خواهند بود که به کوچ کمک خواهد کرد تا با مهارت کافی و لازم از آنها در جهت اثر بخشی بهتر در رابطه با مراجع استفاده کند. زمانی که آیینه کوچ در مقابل مراجع قرار می گیرد، لازم است تا نور کافی نیز وجود داشته باشد تا فرد بتواند جایی را که نمیتواند ببیند را به خوبی ببینند و در پی آن بهترین تصمیم را بگیرد. این صلاحیت ها به منزله همان چراغ قوه و نوردهی لازم در مسیر پیشرفت به کوچ و مراجع کمک خواهد کرد. زمانی که کوچ با کنجکاوی گوش می دهد و در مسیر گوش دادن، فعالانه عمل میکند، او نه تنها میشنود، بلکه به صورت حرفه‌ای کلمات، حالات بدن، افکار و ایده ها و احساسات مراجع را ثبت و ضبط می کند تا از آنها به موقع لازم استفاده نماید. کوچ با بازتاب دهی دقیق به مراجع می فهماند که به صورت حرفه‌ای به او گوش داده است و با دریافت تایید از وی، اطلاعات درست را به او منتقل می‌کند تا مراجع بتواند دوباره به صورت حرفه‌ای خود را بشنود و اطلاعات را بررسی نماید. کوچ با انتقال جوهر حرفهایی که شنیده است و برگرداندن آنها به مراجع، به وی کمک می‌کند تا دقیق‌تر و موشکافانه تر مسائل را پردازش نماید. در این راستا کوچ با سوال پرسیدن به ادامه گفتگو و مکالمه های فعالانه کمک خواهد کرد. سوالات با پایان باز، باعث می‌شود که اکتشافات حاصل شود و پاسخ های درونی فرد برای وی نمادی بیرونی پیدا کنند. این احساس قدرت حاصل از دستیابی به پاسخ به مراجع کمک خواهد کرد تا به دانش و تجربیات خود ایمان آورده و آنها را ارزشمند بداند و اعتماد به نفس لازم برای ادامه مسیر را بدست آورد. بازخورد دادن بدون تعصب و قضاوت از سوی کوچ به مراجع ،احساس شایستگی در مراجع را برخواهد انگیخت و اعتماد لازم برای ادامه رابطه را به همراه خواهد آورد. این بازخوردها باید کاملاً شفاف و مرتبط با موضوع، مثبت و مفید و بدون بار ارزشی برای مراجع باشند. این گوش دادن، به خاطر سپردن، بازتاب دادن، سوال پرسیدن و بازخورد های صحیح، اعتماد را در رابطه کوچینگ فراهم می سازد.

 

 

مهرنوش عاطفی

آکادمی بین المللی فراکوچ

این مقاله توانسته چقدر به شما کمک کند؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت توسط reCAPTCHA و گوگل محافظت می‌شود حریم خصوصی و شرایط استفاده از خدمات اعمال.