کتاب راهنمای کوچینگ (مربی گری) – فرایند ، اصول و مهارت ها
ژوئن 4, 2018
Show all

بررسی آموزش و یادگیری با الگوی پرسشگری

بررسی آموزش و یادگیری با الگوی پرسشگری 5.00/5 (100.00%) 2 votes

سقراط و پرسشگری

مادر سقراط یک قابله بود و سقراط با تعبیری استعاری، خود را ادامه‌دهنده‏ی شغل مادرش می‏دانست. دو هزار و پانصد سال پیش صدایش در کوچه‏های آتن طنین می‏انداخت که «من حکمت را از شما می‏زایانم!» او می‏اندیشید که همه‏ی انسان‏ها آبستن حقیقت هستند. می‏گفت: «همه‏ی شما حامل باری از حقیقت هستید. من حقیقت را به شما نمی‏آموزانم، بلکه تنها کمک می‏کنم تا با استفاده از قوه‏ی عقل، بار خود را بر زمین بگذارید و آسوده شوید.»

شیوه‏ی سقراط برای زایاندن حقیقت که در آثار شاگردش افلاطون دیده می‌شود، بر پایه‏ی پرسش‏های دیالکتیکی استوار است. این‌ها که شیرین‏ترین کتاب‏های ادبیات فلسفی تاریخ جهان‌اند، مبتنی بر پرسش‏های سقراط و وادار کردن مخاطب به اندیشیدن هستند.

می‏گویند هاتف معبد دلفی، سقراط را داناترین انسان آتن شمرده بود. سقراط در تفسیری شوخ‏طبعانه از این سخن می‏گفت: «من نیز مثل تمامی مردمان آتن نادانم. من تنها یک چیز می‏دانم که وجه تمایز من با همشهریانم است. من می‏دانم که نادانم اما دیگران از نادانی خود بی‏خبرند.»

هر یک از کتاب‏های افلاطون روایتی است از گفت‏وگوی سقراط با یکی از اهالی آتن درباره‏ی موضوعی چون دانش، شجاعت، عشق، خویشتن‏داری، جاودانی روح و… که در آن، سقراط با پرسش‏های پیاپی مخاطب را به نتیجه‏ی مطلوب نزدیک می‏کند. معمولاً گفت‏وگو از این‏جا شروع می‏شود که یکی از مردم آتن سؤالی از سقراط می‏پرسد و سقراط با ذکر این نکته که من جواب سؤالت را نمی‏دانم به کنکاش از راه پرسش و پاسخ می‏پردازد و فرد را اندک اندک به پاسخ نزدیک می‏کند.

گاه طرف بحث فردی مدعی است؛ یکی از سوفسطائیان است که می‏پندارد یا وانمود می‏کند که بر موضوعی آگاه است. سقراط بنا می‏کند به پرسش کردن از فرد مدعی درباره‏ی موضوع بحث و در خلال این کار برملا می‏کند که او در تفکر خود بر خطا بوده ‏است.

امروزه بر ما پوشیده است که از میان کتاب‏های افلاطون کدام‌یک به‌واقع روایت خاطره‏ای از سقراط و کدام‌یک سخنان خود افلاطون هستند که به احترام استادش آن‏ها را به شیوه‏ای داستان‏گونه بر زبان سقراط جاری ساخته‏ است. خوشبختانه مجموعه‏ی کامل این آثار به نثر استاد محمدحسن لطفی به شیوایی به زبان پارسی ترجمه شده و یکی از گنجینه‏های گرانبار زبان پارسی را در خود جای داده ‏است و برای علاقه‏مندان به فلسفه بسیار خواندنی و شیرین است.

در این‏جا بحث ما بر سر شیوه‏ی تألیف افلاطون و روش‏شناسی آموزشی اوست؛ شیوه‏ای که شاید پس از افلاطون بیش از دو هزار سال به فراموشی سپرده شده ‏است. شیوه‏ی خطابه، رساله، تک‏گویی و مونولوگ در آموزش و یاددهی جایگزین روش گفت‏وگو، پرسشگری و دیالوگ افلاطونی و سقراطی شده ‏است.

گفت‏وگوها و پرسشگری سقراطی نتایج چندی در بر دارد که برمی‏شماریم:

  • افزایش تمرکز مخاطب: زمانی که قرار است فردی با پرسش و پاسخ، مطلبی را دریابد، درگیر شدن ذهن او با موضوع بحث تمرکز را افزایش می‏دهد. درواقع پرسش‏های مکرر که مخاطب- اعم از مخاطب حاضر یا خواننده‏ی کتاب- ذهن خود را درگیر آن‏ها می‏بیند و خواه‏ناخواه به پاسخشان می‏اندیشد، مانع از پراکندگی ذهن می‏شوند.

  • افزایش گیرایی: زمانی که تمرکز بیش‏تر شود، گیرایی ذهن نیز بیش‏تر می‏شود. شنونده و خواننده ناگزیر دیگرباره تجربه‏های ذهنی گوینده و مؤلف را تجربه می‏کنند و این به تعبیری یعنی فهمیدن؛ زیرا فهمیدن عبارت است از اندیشیدن به چیزی که مؤلف در زمان نگارش در فکر داشته ‏است.

  • تقویت خودآموزی: همان‏گونه که سقراط اشاره می‏کند، کار او شباهت به کار قابله‏ها و ماماها دارد و دانش را از درون وجود هر فرد می‏زایاند. سقراط به شیوه‏ای هنرمندانه از دادن هر گونه اطلاعات جزمی و قطعی در بحث خود می‏پرهیزد و می‏کوشد تنها با پرسیدن، اطلاعات را از مخاطب بیرون بکشد.

  • بازیابی، پردازش، ذخیره‏سازی: پرسش، ذهن شنونده و خواننده را به کندوکاو در آموخته‏های قبلی وامی‏دارد. عرصه‏ی ذهن از نو درگیر دانسته‏ای می‏شود که فراموش شده بود یا دست‏کم در مرکز توجه نبود. هر توجه دوباره به آموخته‏های قبلی به تحلیل و پردازش مجدد آن‏ها منجر می‏شود و این دانسته بار دیگر با تحلیل و پردازش نوینی ذخیره می‏شود. این یعنی تعمیق و افزایش کیفیت یادگیری.

در طول قرن‏ها کتاب‏های آموزشی مملو از جملات خبری بوده‏اند و ارزش پرسشگری در آموزش به سایه غفلت رفته است. کم نیستند دانش‏آموزانی که مطالعه‏ی درس‌نامه‏های مطول را بر حل کردن تمرین و پاسخ به پرسش‏های درسی ترجیح می‏دهند و غالباً با این توجیه که «من هنوز درس را به طور کامل فرانگرفته‏ام که تمرین کنم» از زیر بار سؤال حل کردن شانه خالی می‏کنند؛ غافل از این‏که تمرین کردن، سؤال حل کردن و خود را آزمودن، نه مرحله‏ی پس از یادگیری که خودِ یادگیری است.

کم نیستند والدین یا حتی مدیران آموزشی که تخصیص وقت و هزینه‏ی دانش‏آموز را برای شنیدن تدریس یک‏طرفه‏ی مدرسان در کلاس، بر صرف وقت او برای پرکاری در حل تمرین ترجیح می‏دهند. حال آن‏که تجربه‏های ما از زندگی روزمره بارها خلاف این نظرات را نشان داده ‏است. هرگز اندیشیده‏ایم که فرزندان ما هرچند در یادگیری آموزه‏های درسی بی‏رغبت، کاهل و ناشکیبا باشند، چه مایه در فراگیری آموزه‏های تکنولوژی، کاربری رایانه و تلفن‏های هوشمند و تکنیک‏های استفاده از شبکه‏های اجتماعی و هم‌چنین یادگیری و به‏خاطرسپاری فنون و اطلاعات ورزشی چابکی و زودآموزی دارند؟

گذشته از جذابیت و زرق و برق خیره‏کننده‏ی تکنولوژی و مفرح بودن فعالیت‏های ورزشی، دلیل ثانوی این تفاوت سطح یادگیری، تفاوت در روش است. در یادگیری کار با رایانه، تلفن هوشمند، اتومبیل و دوچرخه همه به‌سادگی می‏پذیرند که تنها راه یادگیری، درگیری عملی با موضوع است؛ اما زمانی که پای درس به میان می‏آید، بسیاری می‏پندارند قبل از هر پرسشی باید محتوا مکرراً خوانده شود یا به بهترین بیان شنیده شود و به خاطر سپرده شود. غافل از این‌که فراگیری و به‌خاطرسپاری در تمرین کردن است.

در تدوین منابع مطالعاتی آموزشی نیز بیش‏ترین پتانسیل اثرگذاری آموزشی در کتاب‏های تمرین است. توجه به این دسته از کتاب‏های آموزشی و استفاده از ظرفیت‏های آموزشی و یاددهی آن‏ها در سال‏های اخیر در کشور ما بسیار زیاد بوده‏ است. برخلاف تصور گروهی که به «کتاب تست» به دیده‏ی تخفیف و تحقیر می‏نگرند، این رویکرد یکی از نقاط قوت فضای آموزشی است، به شرط آن‏که از این ابزارهای ارزشمند استفاده‏ای درخور به عمل آید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *