کوچینگ مدیریتی و کوچینگ زندگی
تفاوت بین کوچینگ مدیریتی و کوچینگ زندگی چیست؟
مارس 10, 2019
تمرین کوچینگ
بهترین روش برای تمرین کوچینگ چیست؟
مارس 13, 2019
Show all

تفاوت بزرگ بین رهبری و رهبر بودن

رهبری و رهبر بودن
تفاوت بزرگ بین رهبری و رهبر بودن 5.00/5 (100.00%) 1 vote

اینکه به افراد مجمعوعه ای از مهارت ها را آموزش دهیم که بتوانند گروهی از افراد را به سمت یک هدف مشخص هدایت کنند و به آن ها الهام ببخشند کار ساده ای است. آماده پرورش دادن رهبران کار بسیار سختی است.

تفاوت در این است که رهبران طرز فکر و فعالیت های رهبری را در بر دارند. شخصیت شما و اینکه شما چگونه فردی هستید شما را یک رهبر می کند. انجام فعالیت های رهبری و داشتن جایگاه رهبری باعث نمی شود که شما یک رهبر شوید.

رهبری و رهبر بودن

برای اینکه به درک بهتری در خصوص رهبری و رهبر بودن برسید، می توانید به مثال های زیر توجه کنید.

  • رویا ساختن رهبری است. رویا پرداز بودن رهبر بودن است.
  • سازمان دهی افراد به سمت یک هدف مشخص رهبری است. تاثرگذار بودن رهبر بودن است.
  • مشاهده افت و خیز بازار رهبری است. پیش بینی کردن تغییرات رهبر بودن است.
  • ایستادن بر روی سن و الهام بخشیدن به افراد رهبری است. الهام بخش بودن رهبر بودن است.
  • یاد دادن نکات صحیح به افراد رهبری است. مدل سازی برای تشخیص آن چه درست است رهبر بودن است.
  • حل کردن مشکلات رهبری است. شناسایی فرصت ها رهبر بودن است.
  • تصمیم گیری رهبری است. یک تصمیم گیرنده عاقل بودن از صفات رهبر بودن است.
  • نقش سازمانی داشتن رهبری است. داشتن قدرت و اعتبار روحی رهبر بودن است.

نکته قابل توجه در موارد بالا این است که هیچ اشاره ای به مقام و جایگاه نشده است. این که در چه مقامی در سازمان خود قرار گرفته اید هیچ ربطی به رهبر بودن ندارد.

اینکه کسانی که رهبر هستند در جایگاه رهبری قرار بگیرند کار بسیار مناسبی است، امّا اغلب چنین اتفاقی نمی افتد. شما می توانید بدون جایگاه و مقام رهبری کنید. می توانید رهبر باشید و به سمت یک هدف متعالی حرکت کنید و افراد یک به یک به شما بپیوندند.

چگونه یک رهبر شوم؟

رهبرها با پرورش رفتارها و شیوه های رهبری به یک رهبر تبدیل می شوند. امّا رفتارها به تنهایی کافی نیستند. نیاز است که ما آن رفتارها و متودهای رهبری را با طرز فکر، نگرش ها و ارزش هایمان مرتبط کنیم.

با تفکر در مورد رفتار رهبری خود می توان هرگونه ناهمخوانی در طرز فکرمان که ما را از رهبر بودن باز داشته است را تشخیص دهیم. این مسئله معمولا به دریافت بازخورد از سایر افراد نیازمند است. زیرا ما معمولا از تشخیص این نقاط ناهمخوانی ناتوان هستیم.

به عنوان مثال، یک مدیر ارشد بر روی ویژگی های مثبت و آینده نگرانه طرحش در سخنرانی خود تاکید می کند، امّا در خلوت خود، او بارها نواقصی را در طرح جدیدش یافته است. او خود را به عنوان عاملی برای بهبود و پیشرفت طرح می بیند، امّا سایرین او را به عنوان فردی مقاوم در برابر تغییرات می بینند.

زمانی که این مدیر با یک کوچ کار کرد، او کم کم به این درک رسید که چگونه طرز فکر او پیشرفتش به عنوان یک رهبر را سرکوب کرده بود. اگرچه او کاملا می دانست که چگونه الهم بخش و آینده نگر باشد، او نیاز داشت که راهی پیدا کند که این مثبت بودن را در فضایی خارج از سن سخنرانی نیز محقق کند.

سه سوال زیر می توان به شما کمک کنند که به عنوان یک رهبر پیشرفت کنید:

  • در چه زمینه هایی مایل هستید که به عنوان یک رهبر پیشرفت کنید؟ (جاهایی که طرز فکر و اعمال شما با هم یکسان نیستند)
  • چگونه می توانید این موارد را تمرین کرده و در مورد آن ها بازخورد دریافت کنید؟
  • چه کسی می تواند در زمینه این پیشرفت به شما کمک کند؟

مهارت های رهبری بی شک سخت خواهند بود. امّا رهبری را با رهبر بودن اشتباه نگیرید. شما در صورتی یک رهبر هستید که رهبری از شخصیت شما و آن چه هستید جاری شود. سعی کنید تفکراتتان را با اعمالتان یکسان سازی کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *