What is empathy skill

همدلی چیست؟ تفاوت همدلی و همدردی و راه‌های تقویت مهارت همدلی

گاهی کسی از یک شکست، تعارض یا تجربه دردناک برایمان حرف می‌زند و ما با نیت خیر، خیلی سریع می‌گوییم:

«ناراحت نباش، درست می‌شود.»

«من جای تو بودم این کار را می‌کردم.»

«حداقل اوضاع می‌توانست بدتر از این باشد.»

این جمله‌ها لزوماً از بی‌تفاوتی نمی‌آیند. بیشتر اوقات، می‌خواهیم حال طرف مقابل را بهتر کنیم؛ اما ممکن است بدون آنکه متوجه باشیم، از کنار تجربه واقعی او عبور کنیم. بسیاری از انسان‌ها پیش از آنکه به راه‌حل نیاز داشته باشند، می‌خواهند شنیده و درک شوند. می‌خواهند کسی برای چند دقیقه کنارشان بماند، بدون آنکه احساسشان را کوچک کند، درباره آن قضاوت کند یا فوراً برای زندگی‌شان نسخه بپیچد.

اینجاست که مهارت همدلی (Empathy) معنا پیدا می‌کند.

همدلی فقط مهربان‌بودن نیست. نوعی حضور آگاهانه است که به ما کمک می‌کند جهان را برای لحظاتی از زاویه نگاه فرد دیگری ببینیم؛ بدون آنکه هویت، مرزها و قدرت تصمیم‌گیری خود را از دست بدهیم.

این مهارت در روابط خانوادگی، دوستی‌ها، محیط کار، مدیریت، آموزش و به‌ویژه در کوچینگ اهمیت فراوانی دارد. اما همدلی چیست، چه تفاوتی با همدردی و دلسوزی دارد و چگونه می‌توان آن را تقویت کرد؟

همدلی چیست؟

در یک تعریف ساده، همدلی یعنی تلاش برای درک احساسات، افکار و تجربه یک فرد از زاویه نگاه خود او. در همدلی، فقط به کلماتی که فرد بیان می‌کند توجه نمی‌کنیم؛ بلکه تلاش می‌کنیم معنای پشت آن کلمات را نیز بفهمیم:

  • این اتفاق برای او چه معنایی دارد؟
  • اکنون چه احساسی را تجربه می‌کند؟
  • چه نیاز، نگرانی یا ارزشی پشت حرف‌هایش قرار گرفته است؟
  • او چگونه موقعیت را می‌بیند؟

انجمن روان‌شناسی آمریکا، همدلی را توانایی فهم فرد از چارچوب مرجع دیگری و تجربه یا درک احساسات و ادراکات او تعریف می‌کند. نکته مهم این است که همدلی به‌خودی‌خود الزاماً به معنای کمک‌کردن، موافقت یا اقدام نیست. بنابراین، همدلی به این معنا نیست که بگوییم: «من دقیقاً می‌دانم چه احساسی داری.»

ما معمولاً نمی‌توانیم تجربه فرد دیگری را دقیقاً بدانیم؛ حتی اگر اتفاق مشابهی را پشت سر گذاشته باشیم. جمله همدلانه‌تر این است: «به نظر می‌رسد این اتفاق برایت خیلی سنگین بوده؛ درست متوجه شده‌ام؟»

در این جمله، به‌جای ادعای شناخت کامل، برداشت خود را با احترام مطرح می‌کنیم و به طرف مقابل اجازه می‌دهیم آن را تأیید یا اصلاح کند.

تعریف همدلی در روان‌شناسی

“کارل راجرز”، روان‌شناس انسان‌گرا و بنیان‌گذار رویکرد مراجع‌محور، همدلی را توانایی درک دقیق چارچوب درونی فرد دیگر می‌دانست؛ به‌گونه‌ای که جهان را «گویی» از نگاه او می‌بینیم، اما هرگز فراموش نمی‌کنیم که تجربه متعلق به اوست، نه ما.

همین بخش آخر، یکی از مهم‌ترین اجزای تعریف همدلی است: نزدیک‌شدن به تجربه دیگری، بدون گم‌کردن مرز میان خود و او.

اگر به‌قدری در احساسات فرد مقابل غرق شویم که دیگر نتوانیم حضور باثباتی داشته باشیم، ممکن است به‌جای همدلی، دچار آشفتگی شخصی شویم.

“مارشال روزنبرگ” نیز در کتاب «ارتباط بدون خشونت»، همدلی را چنین توصیف می‌کند:

«همدلی، درکی همراه با احترام از تجربه دیگران است.»

از نگاه او، یکی از موانع همدلی، میل فوری ما به نصیحت‌کردن، توضیح‌دادن، آرام‌کردن یا تعریف‌کردن تجربه خودمان است. روزنبرگ به‌جای این واکنش‌ها، بر حضور و گوش‌دادن به احساسات و نیازهای فرد تأکید می‌کند.

بنابراین، هنگامی که از ما می‌پرسند «همدلی را تعریف کنید»، می‌توانیم بگوییم:

همدلی توانایی فهم تجربه، احساسات و دیدگاه فرد دیگر از چارچوب ذهنی خود او و انتقال این فهم به شکلی محترمانه و بدون قضاوت است.

تعریف مهارت همدلی چیست؟

آیا همدلی یک مهارت است؟

بله، دست‌کم بخش مهمی از همدلی را می‌توان یک مهارت دانست. ممکن است برخی افراد به‌طور طبیعی نسبت به احساسات دیگران حساس‌تر باشند، اما این به آن معنا نیست که همدلی کاملاً ذاتی و تغییرناپذیر است. مهارت‌هایی مانند گوش‌دادن فعال، تشخیص احساسات، توجه به زبان بدن، پرسیدن سؤال‌های روشن‌کننده و تعلیق قضاوت را می‌توان تمرین کرد.

پژوهش‌ها نیز همدلی را یک سازه چندبعدی می‌دانند که از بخش‌های شناختی و عاطفی تشکیل شده است. به همین دلیل ممکن است فردی در تشخیص منطقی دیدگاه دیگران توانمند باشد، اما نتواند ارتباط عاطفی عمیقی با آن‌ها برقرار کند؛ یا برعکس، احساسات دیگران را به‌شدت جذب کند، اما نتواند موقعیت را دقیق تحلیل کند.

پس پاسخ به سؤال «مهارت همدلی چیست؟» این است:

مهارت همدلی مجموعه‌ای از توانایی‌هاست که به فرد کمک می‌کند احساسات، افکار، نیازها و زاویه دید دیگران را بهتر درک کند و این درک را به شکلی امن و محترمانه در ارتباط نشان دهد.

تفاوت همدلی و همدردی چیست؟

همدلی و همدردی به هم نزدیک‌اند، اما یکسان نیستند. در همدلی تلاش می‌کنیم احساس و تجربه فرد را از زاویه نگاه خودش بفهمیم. در همدردی بیشتر برای ناراحتی او متأسف می‌شویم یا نسبت به شرایطش احساس نگرانی می‌کنیم.

برای مثال، اگر کسی بگوید در یک مصاحبه شغلی رد شده است:

پاسخ همدردانه: «خیلی متأسفم. امیدوارم به‌زودی فرصت بهتری پیدا کنی.»

پاسخ همدلانه: «به نظر می‌رسد این اتفاق باعث شده نسبت به توانمندی خودت هم تردید کنی. درست متوجه شده‌ام؟»

تفاوت اصلی این است که همدردی بیشتر بر ناراحتی برای فرد تمرکز دارد، اما همدلی تلاش می‌کند معنای عاطفی تجربه او را بفهمد. البته هیچ‌کدام لزوماً نادرست نیستند؛ مهم این است که بدانیم فرد در آن لحظه به تسلی، همراهی یا راه‌حل نیاز دارد.

تفاوت همدلی با دلسوزی چیست؟

دلسوزی معمولاً زمانی شکل می‌گیرد که رنج یا ضعف فرد دیگری را می‌بینیم و برای او احساس ناراحتی می‌کنیم. این احساس ممکن است از محبت واقعی ناشی شود، اما گاهی ناخواسته فاصله یا نابرابری ایجاد می‌کند.

برای مثال: «بیچاره، معلوم نیست چطور می‌خواهد از پس این شرایط بربیاید.»

در این جمله، فرد بیشتر از بیرون و در موقعیتی منفعل دیده شده است.

اما در همدلی می‌گوییم: «شرایط دشواری است. فکر می‌کنی الان بیشتر به چه چیزی نیاز داری؟»

همدلی، فرد را ناتوان فرض نمی‌کند. احساس او را می‌بیند، اما قدرت انتخاب و توانایی تصمیم‌گیری‌اش را نیز به رسمیت می‌شناسد. از این جهت، همدلی با ترحم متفاوت است. همدلی الزاماً به معنای تأیید رفتار، قبول‌کردن خواسته فرد یا نادیده‌گرفتن مرزهای شخصی نیست. می‌توانیم احساس کسی را درک کنیم و همچنان با تصمیم یا رفتارش موافق نباشیم.

چگونه همدلی کنیم؟

همدلی بیشتر از آنکه مجموعه‌ای از جمله‌های آماده باشد، نوعی کیفیت حضور است. بااین‌حال، مراحل زیر می‌تواند به شکل‌گیری یک پاسخ همدلانه کمک کند.

  1. پیش از پاسخ‌دادن مکث کنید: ذهن ما معمولاً بلافاصله به‌دنبال مقایسه، تحلیل یا راه‌حل می‌رود. چند ثانیه مکث، به ما فرصت می‌دهد از واکنش خودکار فاصله بگیریم.
  2. با هدف فهمیدن گوش دهید: در هنگام شنیدن از خود بپرسید «الان می‌خواهم او را بفهمم یا می‌خواهم ثابت کنم که پاسخ درست را می‌دانم؟»
  3. احساس را با احتیاط نام‌گذاری کنید: به‌جای اعلام قطعی بگویید «به نظر می‌رسد از این اتفاق دلخور شده‌ای.» «احساس می‌کنم این تصمیم برایت اضطراب‌آور است؛ درست متوجه شده‌ام؟»
    عبارت‌هایی مانند «به نظر می‌رسد» و «درست فهمیدم؟» جلوی قضاوت و ذهن‌خوانی را می‌گیرند.
  4. معنای پشت احساس را کشف کنید: گاهی دو نفر از یک اتفاق مشابه ناراحت می‌شوند، اما دلیل ناراحتی آن‌ها متفاوت است. ممکن است یکی به‌دلیل ازدست‌دادن کنترل ناراحت باشد و دیگری به‌دلیل دیده‌نشدن یا بی‌عدالتی.
    بپرسید: «کدام بخش این اتفاق برایت سخت‌تر بود؟» «این موضوع چه معنایی برایت داشت؟»
  5. پیش از ارائه راه‌حل اجازه بگیرید: گاهی فرد واقعاً به راه‌حل نیاز دارد، اما زمان آن مهم است. «دوست داری فقط شنونده باشم یا می‌خواهی با هم راه‌حل‌ها را بررسی کنیم؟» همین سؤال ساده می‌تواند کیفیت یک گفت‌وگو را تغییر دهد.
  6. از کوچک‌کردن تجربه فرد خودداری کنید: جمله‌هایی مانند موارد زیر ممکن است احساس فرد را نادیده بگیرند: «این‌قدر حساس نباش.» «همه همین مشکل را دارند.» «حداقل اتفاق بدتری نیفتاده.» «مثبت فکر کن.» «اصلاً ارزش ناراحتی ندارد.»
    جمله جایگزین می‌تواند این باشد: «می‌بینم که این موضوع برای تو مهم است.»
  7. برداشت خود را بازتاب دهید: بازتاب‌ یا بازخورد دادن یعنی خلاصه‌ای از آنچه فهمیده‌ایم بیان کنیم: «اگر درست فهمیده باشم، از اصل تغییر ناراحت نیستی؛ بیشتر نگران این هستی که بدون نظر تو تصمیم گرفته شده است.» این کار به فرد کمک می‌کند احساس کند شنیده شده و درعین‌حال، سوءبرداشت احتمالی را اصلاح کند.

سطوح مختلف همدلی چیست؟

برای آموزش عملی همدلی می‌توان چهار سطح را در نظر گرفت. این تقسیم‌بندی، یک مدل آموزشی است و نه یک طبقه‌بندی قطعی روان‌شناختی.

  • سطح اول: شنیدن کلمات
    در این سطح فقط اطلاعات ظاهری دریافت می‌شود. فرد می‌گوید: «از جلسه امروز ناراحت شدم.»
    ما فقط می‌شنویم که جلسه نامطلوب بوده است.
  • سطح دوم: تشخیص احساس
    در این مرحله متوجه می‌شویم که پشت کلمات، احساس ناراحتی، خشم، ترس یا ناامیدی وجود دارد. «به نظر می‌رسد جلسه برایت ناراحت‌کننده بوده.»
  • سطح سوم: درک معنا و نیاز
    اینجا تلاش می‌کنیم بفهمیم چرا این اتفاق برای فرد مهم بوده است. «آیا ناراحتی‌ات بیشتر از این است که احساس کردی نظرت جدی گرفته نشد؟»
  • سطح چهارم: پاسخ همدلانه
    در این مرحله، برداشت خود را با احتیاط بازتاب می‌دهیم و فضایی برای ادامه گفت‌وگو ایجاد می‌کنیم. «اگر درست فهمیده باشم، بیشتر از نتیجه جلسه، نادیده‌گرفته‌شدن نظرت ناراحتت کرده. دوست داری درباره‌اش بیشتر صحبت کنیم؟»

پاسخ همدلانه یک حدس قطعی نیست. نوعی فرضیه محترمانه است که فرد مقابل می‌تواند آن را اصلاح کند.

نقش خوب شنیدن در همدلی چیست؟

بدون شنیدن دقیق، همدلی اغلب به حدس‌زدن تبدیل می‌شود. خوب شنیدن در همدلی یعنی توجه به کلمات، احساسات، مکث‌ها، تغییر لحن، زبان بدن و معنایی که فرد برای تجربه خود ساخته است.

شنونده همدل فقط منتظر نمی‌ماند تا صحبت طرف مقابل تمام شود و پاسخ خودش را بدهد. او تلاش می‌کند واقعاً بفهمد چه چیزی در حال بیان‌شدن است. گوش‌دادن همدلانه معمولاً شامل این رفتارهاست:

  • قطع‌نکردن صحبت فرد؛
  • کنارگذاشتن موقت قضاوت؛
  • توجه به احساسات و نیازهای پشت کلمات؛
  • بازتاب‌دادن آنچه شنیده‌ایم؛
  • پرسیدن سؤال برای روشن‌شدن موضوع؛
  • خودداری از نصیحت شتاب‌زده؛
  • تحمل سکوت.

در استانداردهای شایستگی ICF نیز گوش‌دادن فعال فقط به شنیدن کلمات محدود نیست. کوچ باید به بافت زندگی مراجع، تجربه‌ها، ارزش‌ها، باورها، احساسات، تغییر انرژی، نشانه‌های غیرکلامی و الگوهای تکرارشونده توجه کند.

چرا همدلی یکی از مهارت‌های پایه‌ای در کوچینگ است؟

کوچینگ بدون همدلی ممکن است به مجموعه‌ای از سؤال‌های فنی و بی‌ارتباط تبدیل شود. مراجع زمانی می‌تواند درباره ترس‌ها، تردیدها، تعارض‌های درونی و خواسته‌های واقعی خود صحبت کند که احساس کند در یک فضای امن و بدون قضاوت قرار دارد. همدلی به کوچ کمک می‌کند:

  • مسئله را فقط از نگاه خودش تحلیل نکند؛
  • معنای شخصی تجربه را برای مراجع بفهمد؛
  • احساسات و تغییرات انرژی او را تشخیص دهد؛
  • سؤال‌هایی متناسب با زبان و جهان ذهنی مراجع بپرسد؛
  • میان آنچه گفته می‌شود و آنچه هنوز بیان نشده، ارتباط ایجاد کند؛
  • به‌جای تحمیل راه‌حل، زمینه کشف و آگاهی را فراهم کند.

استانداردهای ICF نیز بر اعتماد، حضور، گوش‌دادن فعال و کمک به شکل‌گیری بینش‌های خود مراجع تأکید دارند. تمرکز اصلی کوچ نباید بر گفتن اینکه مراجع چه کاری انجام دهد باشد؛ بلکه کوچ باید شرایطی فراهم کند که مراجع بتواند معنا، انتخاب و مسیر خود را کشف کند.

همدلی در کوچینگ چه چیزی نیست؟

همدلی در کوچینگ به این معنا نیست که کوچ:

  • با همه گفته‌های مراجع موافقت کند؛
  • از او در برابر هر واقعیتی محافظت کند؛
  • مسئول حل مشکلات او شود؛
  • به‌جای او تصمیم بگیرد؛
  • در احساسات او غرق شود؛
  • از بیان مشاهده یا سؤال چالش‌برانگیز خودداری کند.

یک کوچ حرفه‌ای می‌تواند همدل و درعین‌حال صریح باشد. گاهی عمیق‌ترین شکل همدلی این است که کوچ با احترام، تناقضی را که در گفتار یا رفتار مراجع مشاهده کرده، مطرح کند.

دانلود رایگان خلاصه کتاب ” کوچینگ چیست؟ ”

فیلد های "*" اجباری هستند

خلاصه کتاب کوچینگ چیست؟

شکاف همدلی چیست؟

شکاف همدلی به موقعیتی گفته می‌شود که درک احساس یا رفتار فرد دیگر برای ما دشوار می‌شود؛ زیرا در وضعیت عاطفی متفاوتی قرار داریم. برای مثال، زمانی که آرام هستیم ممکن است شدت اضطراب فردی را که در بحران قرار دارد دست‌کم بگیریم. همچنین ممکن است پس از عبور از یک دوره دشوار، فراموش کنیم در میانه آن بحران تا چه اندازه سردرگم یا آسیب‌پذیر بوده‌ایم.

شکاف همدلی می‌تواند باعث شود بگوییم: «من هم این شرایط را داشتم و خیلی راحت از آن عبور کردم.» اما عبورکردن امروز ما، معیار مناسبی برای سنجش تجربه فعلی فرد دیگری نیست. برای کاهش این شکاف بهتر است به‌جای مقایسه، سؤال کنیم: «این شرایط برای تو چگونه است؟»

موانع همدلی کدام‌اند؟

گاهی نبود همدلی از بی‌مهری نمی‌آید؛ بلکه نتیجه عادت‌های ارتباطی یا فشارهای ذهنی ماست. مهم‌ترین موانع همدلی عبارت‌اند از:

  • قضاوت سریع: پیش از آنکه تجربه فرد را بشنویم، درباره درست یا غلط‌بودن واکنش او تصمیم می‌گیریم.
  • مقایسه تجربه‌ها: فرد هنوز صحبتش را تمام نکرده و ما می‌گوییم: «من هم دقیقاً همین اتفاق را تجربه کرده‌ام.» تجربه شخصی می‌تواند مفید باشد، اما اگر گفت‌وگو را از فرد مقابل به سمت خودمان برگرداند، مانع همدلی می‌شود.
  • راه‌حل‌دادن فوری: بعضی افراد با دیدن ناراحتی دیگران مضطرب می‌شوند و برای کاهش اضطراب خود، سریع به سراغ راه‌حل می‌روند.
  • تلاش برای مثبت‌کردن فضا: مثبت‌ اندیشی زمانی مفید است که پس از دیده‌شدن واقعیت و احساس فرد مطرح شود؛ نه زمانی که برای فرار از ناراحتی او به کار رود.
  • ذهن‌خوانی: گاهی تصور می‌کنیم بدون پرسیدن می‌دانیم دیگری چه احساسی دارد. همدلی واقعی با کنجکاوی همراه است، نه قطعیت.
آیا همدلی یک مهارت است
فراکوچ

سوالات متداول

معنی همدلی چیست؟

معنی همدلی، فهمیدن تجربه درونی دیگری و همراه‌شدن آگاهانه با اوست؛ بدون آنکه الزاماً با نظرش موافق باشیم یا مسئول حل مشکلش شویم.

همدلی سالم به معنای جذب‌کردن تمام احساسات دیگران نیست. اگر فرد به‌طور مداوم رنج دیگران را در خود نگه دارد، مرزهایش را نادیده بگیرد یا مسئول تنظیم احساسات همه شود، ممکن است دچار خستگی و آشفتگی عاطفی شود. تفاوت مهمی میان این دو حالت وجود دارد:

همدلی سالم: «درد تو را می‌بینم و در کنارت هستم.»

غرق‌شدن عاطفی: «من باید درد تو را برطرف کنم، وگرنه احساس گناه می‌کنم.»

پژوهش‌ها میان همدلی، آشفتگی شخصی و شفقت تفاوت قائل می‌شوند. تجربه احساسات دیگری همیشه به رفتار کمک‌کننده منجر نمی‌شود؛ گاهی شدت فشار عاطفی ممکن است باعث کناره‌گیری فرد شود. برای حفظ همدلی سالم باید:

  • مرزهای عاطفی خود را بشناسیم؛
  • میان احساس خود و دیگری تمایز قائل شویم؛
  • مسئولیت تصمیم‌های دیگران را بر عهده نگیریم؛
  • هنگام خستگی، استراحت و مراقبت از خود را جدی بگیریم؛
  • به‌جای نجات‌دادن افراد، نوع حمایت موردنیازشان را بپرسیم.

نظریه ذهن به توانایی ما برای درک این موضوع اشاره دارد که دیگران ممکن است افکار، باورها، قصدها و دیدگاه‌هایی متفاوت از ما داشته باشند.

این توانایی به همدلی شناختی نزدیک است، اما دقیقاً با آن یکسان نیست. نظریه ذهن بیشتر به استنباط حالت‌های ذهنی مربوط می‌شود، درحالی‌که همدلی می‌تواند شامل درک یا بازتاب احساسات نیز باشد. پژوهش‌های علوم شناختی نشان می‌دهند که این دو توانایی بخش‌هایی مشترک دارند، اما از فرایندهای کاملاً یکسانی استفاده نمی‌کنند.

برای مثال، ممکن است بتوانیم بفهمیم چرا فردی تصمیم خاصی گرفته است، بدون آنکه احساس او را تجربه کنیم. این حالت بیشتر به نظریه ذهن و همدلی شناختی مربوط است.

بدون شنیدن دقیق، همدلی اغلب به حدس‌زدن تبدیل می‌شود. خوب شنیدن در همدلی یعنی توجه به کلمات، احساسات، مکث‌ها، تغییر لحن، زبان بدن و معنایی که فرد برای تجربه خود ساخته است.

شنونده همدل فقط منتظر نمی‌ماند تا صحبت طرف مقابل تمام شود و پاسخ خودش را بدهد. او تلاش می‌کند واقعاً بفهمد چه چیزی در حال بیان‌شدن است. گوش‌دادن همدلانه معمولاً شامل این رفتارهاست:

  • قطع‌نکردن صحبت فرد؛
  • کنارگذاشتن موقت قضاوت؛
  • توجه به احساسات و نیازهای پشت کلمات؛
  • بازتاب‌دادن آنچه شنیده‌ایم؛
  • پرسیدن سؤال برای روشن‌شدن موضوع؛
  • خودداری از نصیحت شتاب‌زده؛
  • تحمل سکوت.

در استانداردهای شایستگی ICF نیز گوش‌دادن فعال فقط به شنیدن کلمات محدود نیست. کوچ باید به بافت زندگی مراجع، تجربه‌ها، ارزش‌ها، باورها، احساسات، تغییر انرژی، نشانه‌های غیرکلامی و الگوهای تکرارشونده توجه کند.

4.7/5 - (4 امتیاز)
فراکوچ

مقالات پیشنهادی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

درخواست مشاوره رایگان

برای اطلاع از شرایط بورسیه و تخفیف ها با مشاورین ما در تماس باشید.

میزان پیشرفت خواندن شما

دانلود رایگان خلاصه کتاب ” کوچینگ چیست؟ ” استاد یاسر متحدین

فیلد های "*" اجباری هستند

خلاصه کتاب کوچینگ چیست؟

با وجود شرایط اقتصادی این روزها، مثل همیشه در کنار شما هستیم.

برای اطلاع از شـرایط حـمـایتی ویـژه، کافیست فرم زیر را تکمیل کنید.

فیلد های "*" اجباری هستند