کوچینگ و پرسش گری (نگاهی به هرم رابرت دیلتز)

کوچینگ و پرسشگری,coaching,faracoach

مقدمه

کوچینگ تلفیقی از دانش های فلسفه مدیریت و روانشناسی مثبت گراست.جلسات کوچینگ مراجع محور و با نگاه به آیندست.میتوان گفت،گفت وگویی هدفمند بین کوچ و مراجع است.

کسب استعدادها و خلق نقاط قوت و کشف توانایی های دیده نشده سفر جذابی است گرچه می تواند آسان نباشد.در این مقاله هدف اینست که با تامل وپرسش گری موثربتوانیم نقطه کنونی خود و مسیر رو به جلو را بهتر ترسیم کنیم و آگاه بشیم مقصد شفافی تعیین کنیم،این امر در جلسات کوچینگ به خوبی مشهود است.

مطالعات نشان می دهد که مردم وقتی شرایط روحی و جسمی مناسبی دارند به شکلی با ثبات تر به سوی اهدافشان گام برمی دارندو دستاوردهای بیشتری راتجربه می کنند.

زمینه را مهیا کنید:

چطور میتوانیم کاری بکنیم که شخص به نگرش و مدل فکری درست برسد؟ با کوچینگ به همراه شفقت و همدلی در آغاز کار به شخص نشان دهید که برایتان اهمیت دارد و توجه خالصانه ای به او دارید.

متاسفانه در لحظه های کوچ پذیر،بسیاری از ما خلاف این عمل می کنیم به سراغ مشکل و جزییات آن می رویم وسپس نصیحت میکنیم و راه حل ارایه میدهیم.کوچینگی که بر رویاهای شخصی و نحوه دستیابی انسان به آن ها متمرکز است احساسات مثبتی را ایجاد می کند.مطالعات نشان می دهد که این شیوه از کوچینگ که بر اساس تصویربرداری های عصبی انجام شده به فعال کردن آن قسمت هایی از مغز که پذیرای ایده های جدید،تغییرات و یادگیری اند کمک می کند.

فرصت را پیدا کنید:

اگر خوب ببینید  در همه جا،آنچه را لحظات کوچ پذیر،فرصت هایی برای کمک به مردم در جهت آگاهی و پیشرفت می نامیم خواهید دید.گاهی افراد میدانند که نیازمند تغییر هستند،چالش را به روشنی می توان دید. آن ها ارتقا شغلی می گیرند،برای رهبری برنامه ای انتخاب می شوند یا فیدبکی مبنی بر ایجاد تغییراتی در عملکردشان دریافت میکنند.در موارد دیگر زنگ هشدار را می شنوند:شغل شان را در تعدیل نیرو از دست می دهند یا وارد مر حله جدیدی از زندگی شان می شوند، اما معمولا فقط احساسی مبهم دارند یا این که به طور کلی هیچ ایده و راه حلی ندارند نمی دانند همه چیز درست پیش نمی رود.

Upload Image...

سوالات قدرتمند:

فدراسیون بین المللی  کوچینگ سوال قدرتمند را اینطور شرح میدهد: توانایی پرسیدن سوالاتی که اطلاعات مورد نیاز رابرای کسب حداکثر منفعت مراجع از جلسه کوچینگ ارایه میدهد.

سوالات تان را از دل شنیده هایتان مطرح کنید نه از روی کنجکاوی ذهن تان.

با پرسش گری هوش هیجانی به طور طبیعی بهبود می یابد که باعث می شود پرسش گر بهتری باشیم.

رویکرد سقراطی جدید: اولین گام برای اینکه پرسش گر بهتری باشیم پرسیدن سوالات بیشتر است.عواملی که بر کیفیت سوال اثر گذار هستند مواردی چون لحن،ترتیب بندی و ادبیات جمله می باشد.

در جلسات به این موار توجه  زیادی داشته باشید:

اهداف گفت و گو را مانند یک طناب در دست بگیرید و از هدف دور نشوید.

پرسش گری پی گیر کننده داشته باشید پرسش هایی که نیازمند پاسخ های بیشتری است.این پی گیری به مخاطب نشان می دهد که شما در حال گوش دادن و توجه کامل هستین و حس احترام وتوجه را در او بر می انگیزاند.

گاهی موضوع بسیار حساس می باشد و پرسیدن سوالات مستقیم صمیمیت و همدلی در جلسه را کمرنگ میکند. وقتی در خواست اطلاعات حساس در لفافه مطرح می شود،افراد با صراحت بیشتری اطلاعات خود را در میان می گذارند.

ترتیب سوالات را در نظر بگیرید طوری که  بار سرزنشگری نداشته باشد.

لحن مناسبی را در جلسات جاری کنید.

باید اشاره کنیم که سوالات باید به گونه ای طراحی شوند که منجر به تحریک مسولیت پذیری و آگاهی مراجعین شود .همان طور که گفته شد رویکرد جلسات کوچینگ با نگاه به آینده ست.

به طورکلی مراجع باید بداند کجا می خواهد برود موقعیت فعلیش چیست و چه ابزار و توانایی و پتانسیل هایی برای رسیدن به هدف دارد.

اینجا سعی دارم به نمونه سوالاتی که تعیین کننده هدف هستن را تا حدودی برای شما شرح دهم…..

دوست دارید در انتها چه دستاوردی نصیب شما شود که احساس کنید این جلسه به خوبی انجام گرفته است؟ دوست دارید چه اتفاقی برای تان رقم بخورد که تا حالا رخ نداده؟ آیا این دستاورد شما را می توانیم در این جلسه تحقق بخشیم؟ می خواهید در بلند مدت به چه چیزی دست پیدا کنید؟ کنترل یا تاثیرات شخصی شما در مقابل اهدافتان چگونه است؟ چه موانعی  پیش روی خود می بینید؟ چگونه هدف خود را ارزیابی می کنید؟

طرح نمونه سوالاتی از موقعیت فعلی :

هم اکنون چه اتفاقی در حال رخ دادن است؟ چگونه می توانید بدانید که این رخداد مناسب است؟ سایر موارد مرتبط کدام ها هستند؟ کسی به طور مستقیم یا غیر مستقیم در این موضوع دخیل است؟ درک کسانی که در این موضوع دخیل هستند چیست؟ زمانی که کارها به طور نامناسب پیش روند چه چیزی عایدتان خواهد شد؟ چه اتفاقی برای سایر افراد مرتبط رخ می دهد؟ چه تاثیری روی بقیه دارد؟ تا کنون چه کاری برای این موضوع انجام داده اید؟ این کار چه نتایجی داشته است؟ چه کاری را تا به امروز استفاده نکرده اید؟ چه چیزی باعث می شود به عقب باز گردید و نتیجه بدی داشته باشید؟ واقعا چه اتفاقی در حال رخ دادن است؟

سوالاتی مربوط به انتخاب و امکان:

برای تغییر اوضاع چه کار می توانید بکنید؟ چه احتمالاتی را برای عمل خود در نظر گرفته اید؟ نگران این نباشید که این احتمالات واقعی هستند یا نه؟ چه کاری را در شرایط مشابه انجام می دهید؟ چه کار دیگری می توانید انجام دهید؟ چه کسی می تواند کمک تان کند؟ آیا تمایل دارید پیشنهادی به شما ارایه دهم؟ کدام یک از انتخاب ها را بیشتر دوست دارید؟ مزایا و هزینه های هر کدام از این انتخاب ها چیست؟کدام یک اهمیت بیشتری برایتان دارد؟

سوالات  مربوط به خواستن:

این اقدام ها تا چه اندازه با اهداف شما هم خوانی دارند؟ چگونه موفقیت خود را ارزیابی می کنید؟ چه زمانی دقیقا هر یک از مراحل اقدامات خود را آغاز کرده یا به پایان می رسانید؟ ممکن است موانعی پیش رو داشته باشید؟ چه کارهایی برای از بین بردن این موانع داخلی و خارجی می توانید انجام دهید؟ دوست دارید چه حمایت هایی و از جانب چه افرادی دریافت کنید؟ چه میزان تعهد دارید؟

و در نهایت می توان گفت چه در کوچینگ قدرت جادویی دارد:برای انجام چه چیزی آماده ای و برای انجام چه چیزی آماده نیستی؟ چه چیزی در خودت را دوست داری؟ و دیگر چه…

پرسش های قوی فضای ذهنی مراجع را باز میکند و در نتیجه باعث حرکت رو به جلو و پی گیری تعهدات می شود.

Upload Image...

فواید و کاربردها:

موفقیت زمانی در جلسات نمایان می شود که مراجع آماده تغییر باشد و از چالش ها نترسد و بخواهد به یک جایگاه ایده آل برسد.فواید و کاربردهای کوچینگ را میتوان به شرح زیر توضیح داد:

کوچینگ توانایی حل مساله را در شما تقویت میکند.در فرایند کوچینگ شما با همراهی کوچ وارد مسیرو نگاهی عمیق تر و پیدا کردن راهکار هایی متناسب با خود می شوید.

جلسات کوچینگ به شما کمک می کند که برنامه ریزی صحیحی برای انجام کارهای خود داشته باشید بنابراین اکر در موضوع برنامه ریزی و انجام وظایف مشکل دارید می توانید از یک کوچ کمک بگیرید.

جلسات کوچینگ خود آگاهی و هوشیاری شما را تقویت می کند.از آنجا که تمرکز کوچینگ بر حال و اکنون است در جلسات بیشتر شما بر روی خود متمرکز شده و به آگاهی در باره خود دست می یابید.

جلسات کوچینگ عملکرد شما را در زندگی و حرفه تان بالا می برد. کوچینگ به شما کمک میکند که فعالیت و برنامه هایی را که تا کنون به شما کمک چندانی نکرده اند شناسایی کرده کنار بگذارید و برنامه های بهتری را انتخاب کنید.

در این جلسات از ترس ها و موانع در انجام کارهای تان شناخت پیدا میکنید و می توانید قدم به قدم آن ها را رفع کنید.

Upload Image...

هرم عصبی منطقی رابرت دیلتز

رابرت دیلتز الگوی ساده و جالبی در زمینه تغییرات شخصی ،یادگیری وارتباط نشان داد که این الگو از یک سلسله مراتب و سطوحی تشکیل شده است.

با کمک هرم رابرت دیلتز می توان جلسات کوچینگ موثر تری برگزار کرد.

رابرت دیلتز شش سطح را معرفی میکند که در زندگی ما بسیار اثر گذار می باشند و می گوید تغییر می تواند در یک سطح از شش سطح ویا بیشتر ایجاد شود و زمانی که ما قصد داریم درباره آن سطح بیاموزیم و تغییر دهیم ممکن است چندین سطح مرتبط یا غیر مرتبط تغییر پیدا کند.آگاهی از این سطوح اطلاعاتی دقیق به ما می دهد که ما در کجا باید تغییر کنیم.وقتی که سطح مشکل دار پیدا شد در یک سطح بالاتر از آن تغییر را ایجاد می کنیم تا نتیجه مطلوب حاصل شود زیرا این سطوح بر روی یکدیگر اثر می گذارند.

سطح معنویت

سطح هویت

سطح ارزش

سطح توانایی

سطح رفتار

سطح محیط

این سطوح مانند آبشاری هستند از بالا به پایین سرازیر می شوند. زمانی که این سطوح هم راستا با هم نباشند باعث ایجاد ناهماهنگی و مشکلات در فرد می شود.برای درک ارتباط بهتر این سطوح را توضیح می دهم:

محیط:هر کار و عکس العملی که در فرد صورت می گیرد در یک مکان مشخص ودر ارتباط با دیگران به وجود می آید.این سطح در رابطه با موقعیت ، مکان و اشخاص است.

رفتار: هنگامی که در موقعیت مکانی قرار می گیریم یک سری اعمال های مشخصی را دنبال می کنیم که می تواند آگاهانه یا نا آگاهانه باشد مانند رفتار، گفتار ،زبان بدن و هر چیزی که حالت ما را تغییر می دهد. این حالت ها تبدیل به رفتار می شوند .

توانایی و استعدادها: مهارت ها ،دانش خط مش هایی که رفتار افراد را در محیط مشخص می کنند ودر زندگی از آن استفاده می کنیم.

باورها و ارزش ها: به نقطه نظرهایی که آن ها را درست تلقی می کنیم و باعث می شود که موضوعی را مهم یا غیر مهم بدانیم و در اعمال و رفتار روزانه خود به دلیل اطمینان از آن ها استفاده می کنیم را باور می گویند. ارزش ها و باورهای آگاهانه یا ناخود آگاه ما مسیر زندگی ما را جهت می دهند.ارزش ها و باورها در واقع محرک هایی هستند که نوع نگرش و درک ما را نسبت به مسایل تعیین می کنند.

هویت: هویت اینکه شما چه کسی هستید و احساسی که نسبت به خودتان دارید چیست. نگرش و رسالت ما در زندگی در این سطح قرار گرفته اند.

معنویت:این سطح عمیق ترین سطح است که نفوذ زیادی روی دیگر سطوح دارد.این سطح ،سطح معنوی زندگی ما را شکل می دهد و به دلیل وجودی ما اشاره می کند.

مثال: فرض کنید شخصی در کارش ورشکست شده است این ورشکستگی می تواند به این سطوح مربوط باشد. محیط،شاید این شخص در محیطی نامناسب اقدام به فروش کالایی کرده که در آن محیط خریداری نداشته و یا اینکه این شخص رفتار مناسب و حرفه ای متناسب با کار خودرا با مشتری نداشته و یا می تواند به توانایی های او برگردد که اصول فروشندگی  و مشتری مداری را نیاموخته باشد ویا در ذهنش این باور غلط را دارد که او هیچ وقت یک فروشنده خوب و موفقی نخواهد بود و در انتها شاید فکر کند که او اصلا به درد این کار نمی خورد وبه قول معروف مال این کار نیست. پس می بینید که عامل ورشکستگی ممکن است یکی از سطوح و یا بیشتر باشد.

این جاست که مدیریت تغییر معنی می دهد و ما باید با مدیریت و درایت،تغییرات لازم را در سطح درست خود با استفاده از مدیریت تغییربه وجود بیاوریم.

سیمین مصطفی زاده

دانشپذیر گروه ۴۱

آکادمی بین المللی فراکوچ

3/5 - (2 امتیاز)