گاهی مدتهاست به تغییر شغل فکر میکنیم، اما از ازدستدادن درآمد فعلی میترسیم. ایدهای برای راهاندازی کسبوکار داریم، اما نمیدانیم نتیجه چه خواهد شد. میخواهیم در یک گفتوگوی مهم از خواسته خود دفاع کنیم، ولی احتمال مخالفت یا قضاوتشدن باعث میشود سکوت کنیم. وجه مشترک تمام این موقعیتها یک چیز است: ما باید در شرایطی تصمیم بگیریم که نتیجه آن کاملاً مشخص نیست.
ریسک پذیری (risk taking) به معنای بیتوجهی به پیامدها، تصمیم ناگهانی یا واردشدن به هر موقعیت خطرناکی نیست. فرد ریسک پذیر کسی نیست که بدون فکر عمل میکند؛ بلکه کسی است که میتواند عدم قطعیت را بپذیرد، سود و زیان احتمالی را بسنجد و در صورت منطقیبودن تصمیم، با وجود ترس وارد عمل شود.
بنابراین پرسش اصلی این نیست که «آیا باید ریسک کنیم یا نه؟» پرسش بهتر این است: کدام ریسک، در چه زمانی و با چه میزان آمادگی ارزش پذیرفتن دارد؟
ریسکپذیری چیست؟
ریسک به معنای عمومی، خطر یا احتمال وقوع خسارت یا ضرر در مورد یک فرد، سازمان، یا یک فعالیت مشخص است. این مفهوم به تصمیمگیریها و اقداماتی اطلاق میشود که با دارا بودن عدم قطعیت و امکان وقوع نتایج مختلف همراه هستند. در تعریف ساده از این مفهوم می توان گفت؛ ریسک، هر رویداد یا شرایط نامشخصی است که ممکن است برنامه ریزی شما را تحت تأثیر قرار دهد.
هیچ تضمینی برای هیچ برنامه ای وجود ندارد. حتی ساده ترین فعالیت هم می تواند به مشکل غیر منتظره تبدیل شود. هر اتفاقی که ممکن است موجب تغییر نتیجه فعالیت شود، ما آن را یک خطر می نامیم. یک ریسک می تواند یک رویداد (مانند طوفان برف) یا یک شرایط (مانند در دسترس نبودن منابع) باشد. در هر صورت، این چیزیست که ممکن است اتفاق بیفتد یا نیفتد… اما اگر این اتفاق بیفتد، شما را مجبور می کند که شیوه کار خود را تغییر دهید.
به عنوان مثال …
اگر شما مستلزم باشید که در لبه یک صخره بایستید، این خطر وجود دارد که شما سقوط کنید. اگر باد بسیار شدید باشد یا زمین لغزنده و ناهموار باشد، احتمال سقوط بیشتر است.

ریسک کردن نیز یعنی آمادگی فرد برای انتخاب و اقدام در شرایطی که:
- نتیجه کاملاً قطعی نیست؛
- امکان شکست یا زیان وجود دارد؛
- اما احتمال دستیابی به یک فرصت ارزشمند نیز دیده میشود.
پس ریسکپذیری صرفاً به معنای انجام کارهای خطرناک نیست. بسیاری از تصمیمهای روزمره ما نیز با درجاتی از ریسک همراهاند.
تفاوت ریسکپذیری با بیاحتیاطی چیست؟
یکی از خطاهای رایج این است که ریسکپذیری را با رفتار هیجانی، ماجراجویی افراطی یا بیاحتیاطی یکسان بدانیم. در ریسک حسابشده، فرد پیش از اقدام اطلاعات جمعآوری میکند، پیامدها را میسنجد، توانایی خود را ارزیابی میکند و برای نتایج نامطلوب برنامه دارد.
اما در بیاحتیاطی، تصمیم معمولاً بدون بررسی کافی، تحت تأثیر هیجان لحظهای یا با نادیدهگرفتن پیامدهای جدی گرفته میشود.
برای نمونه، ترک ناگهانی شغل بدون پسانداز، برنامه جایگزین یا بررسی بازار کار الزاماً نشانه شجاعت نیست. در مقابل، فردی که چند ماه برای تغییر شغل آماده میشود، مهارت جدید یاد میگیرد، هزینههای ضروری خود را محاسبه میکند و سپس تصمیم میگیرد، یک ریسک حسابشده پذیرفته است. شجاعت یعنی دیدن خطر و اقدام آگاهانه؛ نه انکار خطر.
چرا ریسک پذیری مهم است؟
اما چرا ریسک پذیر نیستیم؟ یا چرا باید ریسک پذیر باشیم؟ آیا تاکنون در مورد اصل اینرسی چیزی شنیدهاید؟ مردم اغلب این ایده را با استفاده از قانون نیوتن به این شکل توضیح میدهند: یک جسم در حال سکون تمایل دارد در حالت سکون بماند، در حالی که یک جسم در حال حرکت تمایل دارد در حرکت بماند.
وقتی صحبت از رفتار انسان به میان میآید، این اصل توضیح میدهد که چرا ماندن روی مبل و تماشای فقط یک قسمت دیگر آسانتر از انجام کار دیگری است و ریسک کردن کمتری را نسبت به شروع فعالیت دیگری در بر میگیرد.
با این حال، این قانون همچنین بر اهمیت ریسک پذیری تأکید میکند. وقتی ما حین انجام کاری (گاهی هیچ کاری نکردن) احساس راحتی میکنیم، چه در یک رابطه یا یک شغل، ماندن در آنجا آسانتر از یک کار دیگر است. مغز و بدن ما برای هموستاز (وضعیت پایداری نسبی) ساخته شده است؛ بنابراین زمانی که احساس راحتی میکنیم، هر چیزی که ما را از آن حالت دور میکند، به نظر یک خطر و ریسک است. در ریسک کردن و ریسک پذیری باید این را بدانید که فقط به این دلیل که ما با وضعیت فعلی خود راحت هستیم به این معنی نیست که پیشرفت خواهیم کرد.
برای شکوفایی، ما نیاز به احساس موفقیت و فرصتهایی برای رشد داریم. این بدان معنیست که باید مهارت ریسک پذیری را یاد بگیریم و از منطقه راحتی خود خارج شویم. همه ما میدانیم که موقعیت فعلی ممکن است “راحت” باشد، اما ممکن است زمینه مناسبی برای از بین رفتن ما و مهارتهایمان نیز شود. برگردیم به قانون نیوتن؛ قانون حرکت نیوتن با یک اخطار همراه است: اجسام تمایل دارند در وضعیت فعلی خود باقی بمانند، مگر اینکه یک نیروی خارجی بر روی آنها اثر بگذارند. برای افرادی که احساس میکنند گیر افتادهاند، ریسک پذیری و ریسک کردن مناسب میتواند تنها نیرویی باشد که برای حرکت دوباره به آن نیاز دارند و آنها را به سوی پیشرفت چه در زندگی شخصی و چه کار سوق دهد.
فراموش نکنید ریسک پذیری وجه تمایز افراد عادی با افراد موفق است. افراد ریسکپذیر بیشتر از سایرین برای موفقیت و تحقق شرایط بهتر، تلاش میکنند. افراد موفق برای رسیدن به تکامل، رشد و موفقیت به دنبال چالش هستند چرا که چالش فرصتی برای عبور از آسایش فعلی است اما بدانید که آسایش از بین نمی رود، بلکه توسعه می یابد و همین امر نشان از قویتر شدن فرد دارد. ریسکپذیری حسابشده میتواند به ما کمک کند:
- فرصتهای تازه را کشف کنیم؛
- از رکود و تکرار خارج شویم؛
- توانایی تصمیمگیری خود را تقویت کنیم؛
- مهارتها و ظرفیتهای ناشناخته خود را بشناسیم؛
- در برابر تغییر انعطافپذیرتر شویم؛
- به اهدافی برسیم که از مسیر کاملاً امن دستیافتنی نیستند.
البته صرف ریسککردن باعث موفقیت نمیشود. بعضی ریسکها نامتناسب، غیرضروری یا جبرانناپذیرند. آنچه احتمال رشد را افزایش میدهد، ترکیب جسارت با تحلیل، آمادگی و یادگیری است.
ریسکپذیری بر اساس مفاهیم؛ چه چیزهایی را نباید با هم اشتباه بگیریم؟
برای شناخت بهتر ریسکپذیری باید چند مفهوم نزدیک به آن را از یکدیگر جدا کنیم.
ادراک ریسک: ادراک ریسک یعنی یک موقعیت از نگاه ما تا چه اندازه خطرناک به نظر میرسد. ممکن است دو نفر با شرایط مشابه، یک تصمیم را کاملاً متفاوت ارزیابی کنند؛ زیرا تجربه، اطلاعات، ترسها و باورهای متفاوتی دارند.
تحمل ریسک: تحمل ریسک نشان میدهد از نظر روانی تا چه میزان میتوانیم نوسان، ابهام و احتمال زیان را تحمل کنیم.
ظرفیت پذیرش ریسک: ظرفیت ریسک با توانایی واقعی ما برای تحمل پیامدها ارتباط دارد. ممکن است فردی از نظر روانی ریسکپذیر باشد، اما وضعیت مالی، مسئولیت خانوادگی یا شرایط جسمی او اجازه پذیرش یک ریسک بزرگ را ندهد.
ریسک و عدم قطعیت: در ریسک، میتوان تا حدودی پیامدها و احتمال وقوع آنها را برآورد کرد. اما در عدم قطعیت، اطلاعات ما بهاندازهای محدود است که حتی احتمال نتایج نیز بهراحتی قابل تخمین نیست.
آیا همه ریسک پذیری دارند؟
تقریباً همه افراد در بعضی حوزهها ریسکپذیر و در بعضی حوزههای دیگر محتاطاند. ممکن است فردی در محیط کار بهراحتی مسئولیتهای تازه بپذیرد، اما درباره سرمایهگذاری مالی بسیار محافظهکار باشد. شخص دیگری شاید از ورزشهای پرهیجان استقبال کند، اما از بیان نظر خود در جمع بترسد.
پژوهشهای مربوط به مقیاس «ریسکپذیری در حوزههای مختلف» نیز نشان میدهند که ریسکپذیری یک ویژگی کاملاً یکپارچه نیست و میتواند در حوزههای مالی، اجتماعی، اخلاقی، تفریحی و سلامت متفاوت باشد. بنابراین نمیتوان افراد را صرفاً با برچسب «ریسکپذیر» یا «ریسکگریز» توصیف کرد. پرسش دقیقتر این است: من در کدام حوزهها بیشتر ریسک میکنم و در کدام حوزهها بیش از حد محتاط میشوم؟
شخصیت میتواند بر ریسکپذیری اثر بگذارد، اما بهتنهایی تعیینکننده نیست. ویژگیهایی مانند گشودگی به تجربههای تازه، برونگرایی، نیاز به هیجان، مسئولیتپذیری، کنترل تکانه و میزان اضطراب میتوانند بر شیوه ارزیابی خطر اثر بگذارند. بااینحال، پژوهشها نشان میدهند تصور وجود یک «شخصیت واحد ریسکپذیر» سادهانگارانه است؛ زیرا نوع ریسک، شرایط تصمیم و برداشت فرد از سود و زیان نیز اهمیت زیادی دارند.
عوامل زیر معمولاً بر میزان ریسکپذیری فرد اثر میگذارند:
- تجربههای قبلی از موفقیت یا شکست؛
- میزان دانش و مهارت؛
- شرایط مالی و خانوادگی؛
- فرهنگ و محیط اجتماعی؛
- میزان کنترل فرد بر نتیجه؛
- شدت پیامد احتمالی؛
- وضعیت روانی در زمان تصمیمگیری؛
- نحوه بیان و چارچوببندی مسئله.
برای مثال، ممکن است یک پیشنهاد شغلی با عبارت «فرصت دوبرابرشدن درآمد» جذاب به نظر برسد؛ اما همان پیشنهاد با عبارت «احتمال ازدستدادن درآمد ثابت» احساس متفاوتی ایجاد کند. درحالیکه تصمیم و اعداد تغییر نکردهاند، شیوه ارائه آنها بر قضاوت ما اثر گذاشته است.
“دنیل کانمن” و “آموس تورسکی” در نظریه “چشمانداز” نشان دادند که انسانها معمولاً زیان را شدیدتر از سودی هماندازه تجربه میکنند. این پدیده که به آن “زیانگریزی“ گفته میشود، توضیح میدهد چرا گاهی فقط برای جلوگیری از یک زیان احتمالی، از فرصتهای منطقی نیز صرفنظر میکنیم.
“دنیل کانمن” در کتاب «تفکر، سریع و کند» توضیح میدهد که بخشی از تصمیمهای ما سریع، شهودی و هیجانی و بخش دیگری آهستهتر و تحلیلی است. در تصمیمهای مهم و پرریسک، اتکا به احساس اولیه کافی نیست؛ باید به ذهن تحلیلی خود نیز فرصت بدهیم تا اطلاعات، احتمالات و پیامدها را بررسی کند.
چگونه ریسک پذیر شویم؟
چگونه جرئت ریسک کردن را به دست آوریم؟ بسیاری از مردم فکر میکنند که اعتماد به نفس کلید ریسک پذیری است، اما همیشه این طور نیست. به احتمال زیاد ریسک نمیکنید زیرا فکر میکنید توانایی شکست خوردن را ندارید. این موضوع در واقع بیشتر در مورد اعتماد به نتیجهگیری پس از ریسک کردن است. شما میدانید که حتی اگر کارها به طور کامل انجام نشوند، شما منابعی برای مدیریت شکست دارید.
هر کس می تواند با تمرین وتلاش روحیه ریسک پذیری را در خود تقویت کند این مهارت در بسیاری از مراحل زندگی میتواند مفید واقع شود به صورتی که در بسیاری از مواقع تبدیل به سکوی پرتاب به سمت موفقیت نیز میشود. در ادامه به بررسی 5 تکنیک برای بهبود ریسک پذیری خواهیم پرداخت:
-
هدف گذاری کنید:
تعیین هدف اسمارت باعث ایجاد انگیزه و نیروی کافی می شود. باید یک هدف برای خود در نظر بگیرید لازم است که اهداف کاملاً شفاف باشد سپس آنها را به بخش های کوچکتری تقسیم کنید.
با داشتن هدف در طول مسیر و مشکلات آن به هدف خود فکر میکنید و همین امر سبب می شود تا بر ترس هایتان غلبه کنید، در صورتی که از قبل بدانید که راه شما در رسیدن به هدفتان چیست، شکست خود را می پذیرید و ریسک پذیری به شما کمک می کند تا از این مرحله عبور کنید. این جاست که شکست ها به پله های موفقیت تبدیل می شوند و شما از اینکه خطرهایی را پذیرفته اید، خشنود خواهید بود.
-
ترس را حذف نکنید؛ آن را بررسی کنید:
یکی از دلایل مهم کاهش ریسک پذیری، ترس است. برای رسیدن به موفقیت ترس را باید کنار گذاشت چرا که ترس یک مانع بزرگ برای پیشرفت است. تنها راه غلبه بر ترس، روبهرو شدن با آن است. ترس زاییده ذهن شماست. اتفاقاتی که ذهن در درون خود مجسم میکند و اکثر آنها را به خودی خود واقعیت ندارند پس برای ریسکپذیر شدن نیز باید ترس را کنار بگذارید، تا استرس کاهش یابد و بتوانید وارد عمل شوید. اگر زندگیتان را با ترسها و تعویق انداختن جلو ببرید هیچوقت به اهداف خود نمیرسید و در آینده حسرت گذشته و فرصتهای از دست رفته را خواهید خورد. پس برای پیشرفت در کارهای خود عذر و بهانهای نیاورید و زمان را از دست ندهید. مقاله کمپین ترس را بخوانید تا با روشهای غلبه بر ترس بیشتر آشنا شوید.
-
انگیزه خود را بالا ببرید.
با داشتن انگیزه و شوق می توان تمام ذهن خود را معطوف به هدف کرد که دیگر فرصتی به ما نمیدهد تا به موانع و ترسهایمان توجه کنیم. اگر در حالت عادی شروع به انجام دادن کاری کنید، ممکن است برایتان ترسناک باشد و تصور کنید نمیتوانید آن را انجام دهید؛ اما گاهی اوقات هم آن کار را در زمانی که شور و اشتیاق و انگیزه ای برای انجام آن دارید میتوانید راحت تر انجام دهید. از این رو برای انجام کاری که ریسکپذیری در آن اهمیت دارد انگیزه خود را بالا ببرید.
-
ذهنی خلاق داشته باشید.
برای انجام یک کار روشی متفاوت را جایگزین روشی معمول کنید. این نگرش را در خود تقویت کنید که برای انجام هر کاری آن را میتوان به روی متفاوت تر انجام داد. این کار باعث ایجاد اعتماد به نفس و به مراتب قدرت ریسک پذیری شما را افزایش خواهد داد.
-
جایگزین کردن افکار منفی با افکار مثبت
تفکر منفی باعث میشود افراد تمایلی به ریسک پذیری نداشته باشند. تفکر منفی باعث میشود افراد درک درستی از وضعیت خود نداشته باشند. عموما افکار منفی به چالش کشیده نمیشوند، احتمال نادرست بودن آنها زیاد است. بنابراین اگر افکار منفی به سراغ شما آمد آن را به چالش بکشید تا از تاثیرات منفی آن جلوگیری کنید.
برای غلبه کردن بر افکار منفی و مثبت اندیشی ابتدا باید از افکار خود آگاهی داشته باشید. آگاهی از افکار فرآیندی است که بهوسیله آن میتوانید افکار خود را بررسی کنید و از چیزهایی که به ذهن شما میرسد آگاه باشید.
- از ریسکهای کوچک و قابل بازگشت شروع کنید:
قبل از ترک شغل، یک پروژه جانبی را امتحان کنید. پیش از سرمایهگذاری بزرگ، با مبلغ محدود شروع کنید. قبل از تغییر کامل مسیر، دورهای کوتاه یا یک تجربه آزمایشی داشته باشید.
ریسک کوچک اطلاعاتی ایجاد میکند که میتواند تصمیم بزرگتر را دقیقتر کند.
- برای شکست برنامه داشته باشید:
پیش از اقدام، مشخص کنید در صورت نتیجه نامطلوب چه خواهید کرد. داشتن برنامه جایگزین، ذخیره مالی، زمان جبران یا حمایت اطرافیان میتواند ظرفیت پذیرش ریسک را افزایش دهد.
- بودجه ریسک تعیین کنید:
بودجه ریسک فقط مالی نیست. مشخص کنید چه مقدار پول، زمان، انرژی یا اعتبار را میتوانید بدون آسیب جدی در معرض خطر قرار دهید.
بهعنوان مثال:
«برای آزمایش این ایده، حداکثر دو ماه زمان و ده درصد پسانداز آزاد خود را اختصاص میدهم.»
- نتیجه را مرور کنید:
پس از هر تصمیم، فقط نپرسید «موفق شدم یا شکست خوردم؟» بررسی کنید:
-
- کدام فرض من درست بود؟
- کدام بخش را اشتباه ارزیابی کردم؟
- چه چیزی تحت کنترل من بود؟
- دفعه بعد چه تغییری ایجاد میکنم؟
ممکن است تصمیمی درست باشد، اما به دلیل عوامل خارج از کنترل به نتیجه نامطلوب برسد. همچنین ممکن است تصمیمی ضعیف فقط بر اثر شانس نتیجه خوبی ایجاد کند. کیفیت تصمیم را صرفاً با نتیجه نهایی نسنجید.
نقش سلف کوچینگ در افزایش ریسکپذیری
سلف کوچینگ یا خودمربیگری به معنای استفاده آگاهانه از پرسش، بازتاب و ارزیابی برای هدایت خود است. سلف کوچینگ قرار نیست جای مشاور، روانشناس یا کوچ حرفهای را در تمام موقعیتها بگیرد؛ اما میتواند به ما کمک کند پیشفرضهای خود را بهتر ببینیم.
در یک تصمیم پرریسک، این پرسشها را از خود بپرسید:
- اگر ترس عامل اصلی نبود، چه تصمیمی میگرفتم؟
- چه بخشی از این تصمیم تحت کنترل من است؟
- در حال بزرگنمایی کدام پیامد هستم؟
- چه فرضی را بدون شواهد قطعی پذیرفتهام؟
- کوچکترین اقدام قابلآزمایش چیست؟
- چه چیزی باعث میشود شش ماه دیگر از اقدامنکردن پشیمان شوم؟
کوچ نیز بهجای اینکه بهجای مراجع تصمیم بگیرد، به او کمک میکند مسئله را از زاویههای متفاوت ببیند، ارزشهایش را روشن کند و مسئولیت تصمیم خود را بپذیرد.
دانلود رایگان خلاصه کتاب ” کوچینگ چیست؟ ”
فیلد های "*" اجباری هستند
انواع ریسک پذیری چیست؟
انواع ریسک پذیری عبارتند از:
- ریسک پذیری مالی: آمادگی برای پذیرش ریسکهای مرتبط با سرمایهگذاریها، سهام، بازارهای مالی و تجارت.
- ریسک پذیری کارآفرینانه: تمایل به ایجاد و راهاندازی کسبوکارهای جدید و نوآوریها با در نظر گرفتن خطرات و عدم قطعیتها.
- ریسک پذیری تصمیمگیری: آمادگی برای گرفتن تصمیمات براساس اطلاعات ناقص و عدم قطعیت در نتایج آنها.
- ریسک پذیری شغلی: تمایل به پذیرش مسئولیتهای جدید و فرصتهای شغلی مختلف با داشتن آمادگی برای روبرو شدن با چالشها.
- ریسک پذیری اجتماعی: تمایل به برخورد با موقعیتهای اجتماعی نوین و تغییرات اجتماعی با تحمل احتمالات و تغییرات زندگی.
- ریسک پذیری تکنولوژیک: تمایل به پذیرش تغییرات فناوری و بهرهگیری از فناوریهای پیشرفته.
- ریسک پذیری محصول: تمایل به ارائه محصولات یا خدمات جدید و نوآورانه به بازار.
- ریسک پذیری مدیریتی: تمایل به انجام تغییرات در مدیریت و ساختار سازمانی با ایجاد تحولات و اصلاحات.
در واقع، ریسکپذیری به طور کلی میتواند در تمام جوانب زندگی و کسب و کار وجود داشته باشد. هر فرد و سازمان میتواند در زمینههای مختلف، سطح و میزان مختلفی از ریسکپذیری را نشان دهد که این امر به تفاوتهای فردی، فرهنگی و سازمانی برمیگردد.
درجات ریسک پذیری
درجات ریسک پذیری به طور کلی میتوانند به شکل زیر باشند:
-
ریسک پذیری بالا:
افرادی که درجه بالایی از آمادگی برای پذیرش ریسکها و تغییرات دارند. آنها به دنبال فرصتها و موقعیتهای نوآورانه هستند و تمایل دارند به عنوان پیشروان در صنعت و بازار عمل کنند. - ریسک پذیری متوسط:
افرادی که در تصمیمگیریها و روشهای خود، متوازن بین پذیرش ریسکها و احتیاط وارد میشوند. آنها تصمیمهایی را با توجه به مزایا و معایب موجود میگیرند. - ریسک پذیری پایین:
افراد به دنبال حفظ ثبات و کاهش عدم قطعیتها هستند و تمایلی به پذیرش ریسکهای بزرگ ندارند. آنها از راهکارهای محافظهکارانه استفاده میکنند و از مواجهه با تغییرات زیاد خودداری میکنند.
این درجات ریسک پذیری ممکن است در افراد و سازمانها به تفاوتهایی وابسته باشند و ممکن است به مرور زمان تغییر کنند. همچنین، تصمیمگیریهای مرتبط با ریسکپذیری معمولاً به وضعیت مالی، فرهنگ سازمانی، نقش وظیفهای و هدفها بستگی دارند.
مدیریت خطرپذیری یا فرایند مدیریت ریسک چیست؟
مدیریت خطرپذیری یا مدیریت ریسک، فرایندی است که به ما کمک میکند پیش از اقدام، خطرها را شناسایی و ارزیابی کنیم و برای کاهش پیامدهای منفی آنها برنامه داشته باشیم. بر اساس چارچوب استاندارد ISO 31000، مدیریت ریسک شامل شناسایی، تحلیل، ارزیابی، اقدام، پایش و ارتباط درباره ریسک است. این فرایند فقط برای سازمانها و پروژههای بزرگ نیست و میتوان منطق آن را در تصمیمهای فردی نیز به کار برد.
- شناسایی ریسک: چه اتفاقهایی ممکن است مانع دستیابی به هدف شوند؟
- تحلیل ریسک: احتمال وقوع و شدت اثر هر خطر چقدر است؟
- ارزیابی ریسک: کدام خطرها قابل قبولاند و کدامیک به اقدام فوری نیاز دارند؟
- اقدام برای مدیریت ریسک: برای پیشگیری یا کاهش پیامدها چه کاری میتوان انجام داد؟
- پایش: آیا شرایط تغییر کرده است؟ آیا تصمیم قبلی هنوز منطقی است؟
معرفی روش های مدیریت ریسک
وقتی در حال برنامه ریزی هستید، خطرات هنوز نامعلوم هستند یا به عبارتی هنوز رخ نداده اند. اما در نهایت، برخی از خطراتی که برای آنها برنامه ریزی می کنید اتفاق می افتند و آن زمان است که باید با آنها مقابله کنید. 4 راه اساسی برای مدیریت ریسک وجود دارد:
- اجتناب: بهترین کاری که می توانید با خطر انجام دهید اجتناب از آن است. اگر بتوانید از وقوع آن جلوگیری کنید، قطعاً به برنامه شما آسیب نمی رساند. ساده ترین راه برای جلوگیری از این خطر دور شدن از صخره است، که خب این مورد ممکن است در هر برنامه ای ممکن نباشد.
- کاهش: اگر نمی توانید از خطر جلوگیری کنید، می توانید آن را کاهش دهید. این بدان معناست که اقدامی انجام دهید که باعث شود تا آنجا که ممکن است به برنامه شما آسیب کمتری وارد کند.
- انتقال: یکی از راه های موثر برای مقابله با ریسک این است که به شخص دیگری پول بپردازید تا آن را به جای شما بپذیرد، یا به عبارتی شخص دیگری را مسئول انجام این کار کنید. متداول ترین روش برای این کار خرید بیمه است.
- پذیرفتن: هنگامی که نمی توانید از یک خطر اجتناب کنید، ضرر آن راکاهش یا انتقال دهید، باید آن را بپذیرید. اما مشخصا زمانی که ریسک را می پذیرید، حداقل گزینه های جایگزین را بررسی کرده اید و می دانید در صورت وقوع آن چه اتفاقی می افتد. اگر نمی توانید از خطر جلوگیری کنید و هیچ کاری نمی توانید برای کاهش تأثیر آن انجام دهید، پذیرفتن ریسک تنها انتخاب شما است.
زمانی که ریسکی واقعاً روی فعالیت شما رخ دهد، دیگر برای انجام کاری در مورد آن دیر است. به همین دلیل است که شما باید از ابتدا برای خطرات برنامه ریزی کنید.
وقتی برای اولین بار شروع به یادگیری مهارت ریسک پذیری میکنید، ممکن است همه چیز ترسناک به نظر برسد. اما این اشکالی ندارد. مغز شما در حال تلاش برای حفظ امنیت شماست. باید به خود ثابت کنید که ریسک کردن نیازی به تهدید ندارد و حتی میتواند سرگرم کننده باشد.
امکانات بیپایانی در دنیا وجود دارد و بهترین راه برای اینکه بفهمید چه خطراتی برای شما مناسب است، هماهنگ کردن با شهود خود است. از تست کردن چیزهای جدید نترسید. حتی اگر چیزی طبق برنامه پیش نرود، شما از آن یاد خواهید گرفت و به عنوان یک شخص رشد خواهید کرد؛ این امر به شما کمک میکند تا اعتماد به نفس بیشتری پیدا کنید. با عزت نفس و اعتماد به نفس بیشتر چه در حال نقل مکان به یک شهر جدید یا راه اندازی یک کسب و کار جدید باشید، میدانید که میتوانید از پس هر کاری برآیید.

سوالات متداول
خطرپذیری چیست؟
خطرپذیری واژهای نزدیک به ریسکپذیری است و به آمادگی فرد برای ورود به موقعیتی گفته میشود که احتمال زیان یا نتیجه نامطلوب در آن وجود دارد. در کاربرد روزمره، ریسکپذیری بیشتر برای تصمیمهای حسابشده و خطرپذیری گاهی برای موقعیتهای پرخطر به کار میرود.
ریسک کردن یعنی چه؟
ریسککردن یعنی انتخاب یا اقدامی که نتیجه آن کاملاً قطعی نیست و امکان سود و زیان در آن وجود دارد.
آیا ریسکپذیری ذاتی است؟
شخصیت و ویژگیهای زیستی میتوانند بر آن اثر بگذارند، اما تجربه، محیط، دانش، وضعیت مالی و نوع موقعیت نیز نقش مهمی دارند. بنابراین ریسکپذیری کاملاً ثابت و تغییرناپذیر نیست.
تفاوت ریسک و عدم قطعیت چیست؟
اگر چه بسیاری از موارد، ریسک و عدم قطعیت معادل یکدیگر در نظر گرفته میشوند اما در واقع این دو مستقل از هم هستند و معنای متفاوتی دارند. ریسک وضعیتی است که در آن تصمیم گیرنده از احتمالات خبر دارد و میداند که در صورت بُرد چه چیزی به دست میآورد و در صورت باخت، چه چیزی از دست میدهد. عدم قطعیت، وضعیتی است که اطلاعات زیادی درباره آن در دسترس نیست و نمیتوان احتمال داد چه اتفاقاتی ممکن است در اینده رخ دهد.
چگونه میتوان فهمید چه زمانی مناسب ریسک کردن است؟
وقتی به سنجیدن خطرات فکر میکنیم، معمولاً یک ترازو قدیمی را تصور میکنیم که معایب و فواید ریسک پذیری را میسنجد. از آنجایی که در نظر میگیریم چه چیزی باید در هر دو طرف پیش بیاید، به بهترین یا بدترین سناریو فکر نمیکنیم. به این فکر میکنیم که با ریسک کردن چه کسی خواهیم شد. ما معمولاً به این فکر میکنیم که آیا مزایای ریسک کردن ارزشمند هستند یا خیر، و آیا ابزارهای لازم برای مقابله با شکست را داریم یا خیر.
بهترین ریسکهایی که میتوان انجام داد، آنهایی هستند که شما را به ارزشها و خواستههایتان نزدیکتر میکنند. برای مثال، ممکن است با تغییر شغل، ریسک کنید. اما اگر نتیجه ریسک کردن استرس مالی کمتر، فرصتهای بیشتر برای انجام کار، و تعادل بهتر میان کار و زندگی باشد، آنگاه قدمی ارزشمند است که بهتر است برداشته شود.
9 پاسخ
سلام
ممنونم از محتوای کامل تون
اما یک سوال، تفاوت ریسک و عدم قطعیت چیه؟
عالی بود
مفید و کارا
با همه این تفاسیر بازهم ریسک کردن بسته به شرایط و موقیت ها متفاوت خواهد بود.
به نظر من فقط باید تجربه کرد و با آزمون خطا بهتر شد.
درود بیکران
ممنون میشم اگر آقای متحدین خواستند در این زمینه وبیناری برگزار کنند به من هم اطلاع بدید.
محمد شایسته رودی 09151103939
وقت بخیر
سلام من رو به جناب متحدین برسونید.
طالب زاده هستم دوره 94