تصمیم گرفتهاید شغلتان را عوض کنید، یک عادت قدیمی را کنار بگذارید یا بالاخره کاری را که ماهها عقب انداختهاید شروع کنید. حتی شاید دقیقاً بدانید چه باید بکنید؛ اما باز هم دست به اقدام نمیزنید.
مشکل همیشه کمبود اطلاعات یا ندانستن راهحل نیست. گاهی آنقدر درگیر افکار، نگرانیها و قضاوتهای خودمان هستیم که نمیتوانیم مسئله را واضح ببینیم. مدام فکر میکنیم، گزینهها را بالا و پایین میکنیم و در نهایت دوباره به همان نقطه قبلی برمیگردیم.
اینجاست که سلف کوچینگ یا Self-Coaching معنا پیدا میکند؛ یعنی یاد بگیریم بهجای گرفتار شدن در گفتوگوهای تکراری ذهن، سوالهای دقیقتری از خودمان بپرسیم، واقعیت را از برداشتهایمان جدا کنیم و به یک اقدام روشن برسیم.
سلف کوچینگ قرار نیست جای کوچ حرفهای، مشاور یا روانشناس را بگیرد. این مهارت به ما کمک میکند در مسائل روزمره، تصمیمهای شخصی و مسیر رشد خود، آگاهانهتر فکر کنیم و مسئولیت قدم بعدی را بر عهده بگیریم.
در ادامه میخوانید سلف کوچینگ چیست، خودمربیگری چگونه انجام میشود، چه سوالاتی باید از خودتان بپرسید و در چه موقعیتهایی بهتر است بهجای ادامه دادن مسیر بهتنهایی، از یک کوچ حرفهای کمک بگیرید.
تعریف خودمربیگری و سلف کوچینگ چیست؟
سلف کوچینگ (Self Coaching) یا خودمربیگری، فرایندی خودراهبر است که در آن فرد با استفاده از مهارتهایی مانند خودآگاهی، مشاهده بدون قضاوت، هدفگذاری، پرسشگری، بررسی گزینهها و طراحی اقدام، به خودش کمک میکند تا مسئلهای را بهتر درک کند و برای آن تصمیم بگیرد.
به زبان ساده، در سلف کوچینگ تلاش میکنید بهجای اینکه فقط در ذهن خودتان با یک مسئله کلنجار بروید، نقش یک گفتوگوکننده آگاه را برای خودتان ایفا کنید.
در این فرایند، از خودتان نمیپرسید: «چرا من همیشه همهچیز را خراب میکنم؟»
بلکه میپرسید: «در این موقعیت دقیقاً چه اتفاقی افتاد و دفعه بعد چه انتخاب متفاوتی میتوانم داشته باشم؟»
بنابراین، سلف کوچینگ با سرزنش کردن، نصیحت کردن یا تحت فشار گذاشتن خود تفاوت دارد. هدف آن ایجاد آگاهی، انتخاب و مسئولیتپذیری است.
آیا سلف کوچینگ همان کوچینگ فردی است؟
خیر. این دو مفهوم را نباید یکسان در نظر گرفت.
در کوچینگ فردی، یک کوچ حرفهای در فرایندی مشارکتی به مراجعهکننده کمک میکند تا از طریق گفتوگو، پرسشگری و کشف راهحلهای شخصی، ظرفیتهای خود را بهتر به کار بگیرد. فدراسیون بینالمللی کوچینگ نیز کوچینگ را فرایندی برای برانگیختن خلاقیت، رشد و به حداکثر رساندن ظرفیتهای شخصی و حرفهای معرفی میکند.
اما در سلف کوچینگ، خود فرد هدایتکننده و پاسخدهنده گفتوگو است. همین موضوع باعث میشود سلف کوچینگ در دسترستر باشد، اما محدودیتهایی نیز داشته باشد؛ زیرا ممکن است فرد نتواند برخی باورها، پیشفرضها و نقاط کور خودش را تشخیص دهد. سلف کوچینگ خوب، پیدا کردن سریع یک جواب نیست؛ ایجاد فاصلهای میان واکنش خودکار و انتخاب آگاهانه است.
دانلود رایگان خلاصه کتاب ” کوچینگ چیست؟ ”
فیلد های "*" اجباری هستند
تاریخچه سلف کوچینگ چیست؟
ریشههای سلف کوچینگ را میتوان در رویکردهای مرتبط با یادگیری، توسعه فردی، روانشناسی عملکرد و کوچینگ جستوجو کرد.
یکی از آثار تأثیرگذار در شکلگیری تفکر کوچینگ، کتاب «بازی درونی تنیس» نوشته تیموتی گالوی است. گالوی در این کتاب به نقش گفتوگوی درونی، خودقضاوتی و توجه آگاهانه در عملکرد انسان میپردازد. ایده اصلی او این بود که گاهی مانع اصلی عملکرد، نه شرایط بیرونی، بلکه صدای منتقد و مداخلهگر درون ماست. این دیدگاه بعدها بر توسعه کوچینگ عملکرد اثر گذاشت.
در دهه ۱۹۸۰، جان ویتمور و همکارانش مدل GROW را توسعه دادند. این مدل بعدها از طریق کتاب «کوچینگ برای عملکرد» شناخته شد و به یکی از چارچوبهای پرکاربرد کوچینگ تبدیل شد. در سالهای بعد نیز کتابهایی مانند «خودت را کوچ کن» نوشته آنتونی گرانت و جین گرین، کاربرد مهارتهای کوچینگ برای هدایت شخصی و حل مسئله را گسترش دادند.
چرا سلف کوچینگ ضروری است؟
ما در طول روز تصمیمهای زیادی میگیریم؛ اما همه این تصمیمها آگاهانه نیستند. بخشی از رفتارهای ما تحت تأثیر عادتها، ترسها، پیشفرضها، فشار محیط و واکنشهای هیجانی شکل میگیرند. سلف کوچینگ به ما کمک میکند پیش از تصمیمگیری از خودمان بپرسیم:
- مسئله واقعی من چیست؟
- چه چیزی تحت کنترل من قرار دارد؟
- چه فرضی را بدون بررسی پذیرفتهام؟
- چه گزینههایی را هنوز ندیدهام؟
- قدم بعدی من دقیقاً چیست؟
اهمیت سلف کوچینگ در این نیست که برای هر مشکلی یک پاسخ فوری به ما بدهد. ارزش اصلی آن در این است که کیفیت فکر کردن، تصمیم گرفتن و اقدام کردن ما را بهتر میکند. سلف کوچینگ بهویژه زمانی مفید است که:
- میان چند انتخاب مردد هستید.
- هدفی دارید، اما برای شروع آن تعلل میکنید.
- در یک الگوی رفتاری تکراری گرفتار شدهاید.
- میخواهید عملکرد خود را پس از یک تجربه بررسی کنید.
- احساس میکنید فعالیتهای زیادی دارید، اما پیشرفت واقعی ندارید.
- میخواهید برای یک گفتوگو یا تصمیم مهم آماده شوید.
- به کوچ حرفهای دسترسی فوری ندارید.
مزایای سلف کوچینگ چیست؟
خودمربیگری در صورت اجرای درست میتواند مزایای مختلفی داشته باشد.
- افزایش خودآگاهی
در سلف کوچینگ یاد میگیرید میان اتفاقی که رخ داده، برداشتی که از آن دارید و احساسی که تجربه میکنید، تفاوت قائل شوید.
برای مثال، جمله «مدیرم به من اعتماد ندارد» یک تفسیر است، نه لزوماً یک واقعیت. واقعیت ممکن است این باشد که مدیرتان در دو جلسه اخیر بخشی از مسئولیت شما را به فرد دیگری سپرده است. این تفکیک، امکان تصمیمگیری واقعبینانهتری ایجاد میکند. - شفاف شدن اهداف
بسیاری از افراد هدف مشخصی ندارند، بلکه فقط از وضعیت فعلی ناراضیاند. برای مثال، «دیگر نمیخواهم اینقدر خسته باشم» هدف روشنی نیست. اما «میخواهم طی یک ماه، ساعت پایان کارم را در چهار روز هفته به ساعت شش عصر برسانم» قابل بررسی و اقدام است. - افزایش مسئولیتپذیری
در سلف کوچینگ، بهجای اینکه همه موانع را به دیگران یا شرایط نسبت دهید، سهم خودتان را در ایجاد یا تغییر موقعیت بررسی میکنید. مسئولیتپذیری به معنای مقصر دانستن خود نیست؛ بلکه به معنای شناسایی بخشی است که میتوانید روی آن اثر بگذارید. - تبدیل فکر به اقدام
یکی از مهمترین کاربردهای سلف کوچینگ، تبدیل بینشهای ذهنی به رفتار مشخص است. تحقیقات مربوط به «قصدهای اجرایی» نشان میدهد که برنامهریزی به شکل «اگر این موقعیت پیش آمد، آن اقدام را انجام میدهم» میتواند احتمال تبدیل هدف به عمل را افزایش دهد. در یک مرور شامل ۹۴ مطالعه، این نوع برنامهریزی اثر متوسط تا بالایی بر دستیابی به هدف داشت. - دسترسی آسان و هزینه کمتر
برای انجام یک جلسه کوتاه سلف کوچینگ به ابزار پیچیدهای نیاز ندارید. یک دفتر، چند سوال مناسب و زمانی بدون مزاحمت میتواند برای شروع کافی باشد. البته دسترسی آسان به این معنا نیست که خودمربیگری همیشه بهترین یا تنها انتخاب است.
محدودیتهای سلف کوچینگ چیست؟
یکی از اشتباهات رایج این است که تصور کنیم چون خودمان را بهتر از دیگران میشناسیم، پس میتوانیم تمام مسائل خود را بهتنهایی حل کنیم. در واقع، نزدیک بودن بیش از حد به یک مسئله گاهی باعث میشود نتوانیم آن را واضح ببینیم.
مهمترین محدودیتهای سلف کوچینگ عبارتاند از:
- ناتوانی در تشخیص بعضی نقاط کور
- گرفتار شدن در تحلیل بیش از حد
- پرسیدن سوالهای جهتدار
- توجیه تصمیمی که از قبل گرفتهایم
- نادیده گرفتن بازخوردهای ناخوشایند
- ضعف در پیگیری و پاسخگویی
- تبدیل سلف کوچینگ به خودسرزنشی
- تمرکز بیش از حد بر اقدام و نادیده گرفتن احساسات
بنابراین، توانایی سلف کوچینگ شامل تشخیص زمان کمک گرفتن نیز میشود.
تفاوت سلف کوچینگ با کوچینگ حرفهای
موضوع سلف کوچینگ کوچینگ حرفهای
هدایتکننده فرایند خود فرد کوچ حرفهای
نوع گفتوگو گفتوگوی درونی یا نوشتاری گفتوگوی مشارکتی میان کوچ و مراجع
کشف نقاط کور محدودتر بیشتر، به دلیل حضور یک نگاه مستقل
پاسخگویی وابسته به انضباط شخصی معمولاً قویتر و ساختارمندتر
هزینه کم یا بدون هزینه نیازمند پرداخت هزینه
دسترسی در هر زمان وابسته به زمان جلسه
عمق پرسشها وابسته به مهارت فرد متناسب با مهارت و تجربه کوچ
مناسب برای مسائل روزمره و تصمیمهای مشخص مسائل پیچیده، الگوهای تکراری و اهداف مهم
کوچ حرفهای قرار نیست بهجای شما تصمیم بگیرد یا نسخه آماده ارائه دهد. یکی از ارزشهای اصلی کوچ این است که از بیرون به فرایند فکر کردن شما نگاه میکند و سوالهایی میپرسد که احتمالاً خودتان از خودتان نمیپرسید.
مطالعات اولیه درباره کوچینگ نیز نشان دادهاند که فرایندهای ساختاریافته کوچینگ میتوانند با افزایش دستیابی به اهداف، خودآگاهی و کیفیت زندگی همراه باشند؛ هرچند نتایج هر مطالعه باید با توجه به اندازه نمونه و شرایط آن تفسیر شود. برای نمونه، پژوهش مقدماتی آنتونی گرانت روی ۲۰ بزرگسال، بهبودهایی در دستیابی به هدف و برخی شاخصهای مرتبط با سلامت روان گزارش کرد.
روشهای انجام سلف کوچینگ چیست؟
برای انجام self coaching میتوان از روشهای مختلفی استفاده کرد. نکته اصلی این است که فرایند شما از حالت فکر کردن پراکنده خارج شود و ساختار مشخصی پیدا کند.
۱. استفاده از مدل GROW
مدل GROW یکی از سادهترین چارچوبها برای سلف کوچینگ است. این مدل شامل چهار مرحله است:
- Goal – هدف
- Reality – واقعیت موجود
- Options – گزینهها
- Will – اراده، تعهد و اقدام
این مدل به فرد کمک میکند ابتدا نتیجه مطلوب را مشخص کند، سپس وضعیت فعلی را واقعبینانه ببیند، گزینههای مختلف را بررسی کند و در پایان به یک اقدام متعهد شود.
۲. نوشتن تأملی
نوشتن افکار میتواند سرعت ذهن را کاهش دهد و به شما کمک کند الگوهای تکرارشونده را بهتر ببینید. با این حال، هر نوع نوشتنی سلف کوچینگ محسوب نمیشود. اگر فقط نگرانیها را بارها روی کاغذ تکرار کنید، ممکن است وارد چرخه نشخوار ذهنی شوید.
نوشتن زمانی به ابزار سلف کوچینگ تبدیل میشود که به سوال، مشاهده، انتخاب و اقدام منتهی شود. برخی پژوهشها در محیطهای آموزشی نشان دادهاند که تأمل ساختاریافته و تعیین اهداف رشد میتواند به یادگیری و عملکرد کمک کند؛ بهخصوص زمانی که این فرایند مستمر و هدفمند باشد.
۳. مقیاسگذاری
برای بررسی وضعیت خود از مقیاس صفر تا ده استفاده کنید.
مثلاً بپرسید: «در حال حاضر میزان آمادگی من برای انجام این گفتوگو از صفر تا ده چقدر است؟»
اگر پاسخ شما چهار است، سوال بعدی این نیست که چرا نمره شما پایین است. بهتر است بپرسید: «چه چیزی باعث شده نمره من بهجای دو، چهار باشد؟»
سپس بپرسید: «برای رسیدن از چهار به پنج، چه اقدام کوچکی لازم است؟»
۴. مرور هفتگی
در پایان هر هفته زمانی را برای بررسی عملکرد خود اختصاص دهید و به این سوالات پاسخ دهید:
- این هفته چه کاری بهخوبی پیش رفت؟
- چه چیزی مطابق انتظار من پیش نرفت؟
- چه چیزی درباره خودم یاد گرفتم؟
- چه کاری باید ادامه پیدا کند؟
- چه کاری باید متوقف شود؟
- اولویت اصلی هفته آینده چیست؟
۵. طراحی برنامههای «اگر ـ آنگاه»
بهجای اینکه فقط بگویید «از فردا تمرکز بیشتری خواهم داشت»، موقعیت و رفتار را مشخص کنید:
«اگر هنگام نوشتن گزارش پیام جدیدی دریافت کردم، آن را یادداشت میکنم و بعد از پایان بازه کاری پاسخ میدهم.»
این روش فاصله میان نیت و عمل را کمتر میکند.
چگونه خودمان را سلف کوچینگ کنیم؟
برای انجام یک جلسه سلف کوچینگ، مراحل زیر را بهترتیب اجرا کنید.
- مرحله اول: یک موضوع مشخص انتخاب کنید
در هر جلسه فقط روی یک موضوع تمرکز کنید. موضوعهای کلی مانند «میخواهم زندگی بهتری داشته باشم» برای شروع مناسب نیستند. موضوع را محدود و مشخص کنید:- تصمیمگیری درباره ادامه یک پروژه
- آماده شدن برای گفتوگو با مدیر
- کاهش تعلل در انجام یک کار
- انتخاب میان دو فرصت شغلی
- مدیریت بهتر زمان در هفته آینده
از خودتان بپرسید: «اگر در پایان این جلسه فقط درباره یک موضوع به وضوح بیشتری برسم، آن موضوع چیست؟»
- مرحله دوم: نتیجه مطلوب را مشخص کنید
مشخص کنید در پایان جلسه چه نتیجهای میخواهید. ممکن است نتیجه شما الزاماً حل کامل مسئله نباشد. گاهی هدف جلسه فقط مشخص شدن قدم بعدی است. سوالات مناسب این مرحله:- در پایان این گفتوگو میخواهم به چه نتیجهای برسم؟
- حل شدن این مسئله برای من چه معنایی دارد؟
- از کجا میفهمم به نتیجه مطلوب رسیدهام؟
- این هدف تا چه اندازه تحت کنترل من قرار دارد؟
- چرا رسیدن به این هدف برای من اهمیت دارد؟
- مرحله سوم: واقعیت را بدون قضاوت بررسی کنید
اکنون وضعیت فعلی را همانطور که هست بررسی کنید، نه آنطور که میترسید باشد. سه ستون بنویسید:- واقعیتها
- برداشتها و تفسیرهای من
- احساسات من
برای مثال: - واقعیت: در دو هفته گذشته سه بار انجام گزارش را عقب انداختهام.
- تفسیر: من فرد بیانضباطی هستم.
- احساس: شرمندگی و نگرانی.
این تفکیک کمک میکند هویت خود را با یک رفتار یا تجربه یکی ندانید.
سوالات این مرحله: - دقیقاً چه اتفاقی افتاده است؟
- چه شواهدی برای برداشت خود دارم؟
- چه بخشی از این مسئله واقعیت و چه بخشی تفسیر من است؟
- تاکنون چه اقداماتی انجام دادهام؟
- چه چیزی مانع پیشرفت من شده است؟
- چه چیزی تحت کنترل من قرار دارد؟
- مرحله چهارم: پیشفرضهای خود را به چالش بکشید
بسیاری از تصمیمهای ما بر اساس فرضهایی شکل میگیرند که هیچگاه آنها را بررسی نکردهایم. برای مثال:- اگر نه بگویم، دیگران از من ناراحت میشوند.
- برای شروع باید کاملاً آماده باشم.
- اگر اشتباه کنم، اعتبارم از بین میرود.
- فقط یک راه درست وجود دارد.
- من همیشه باید همه کارها را خودم انجام دهم.
از خودتان بپرسید:
-
- چه فرضی را بدون بررسی پذیرفتهام؟
- آیا این فکر واقعیت است یا پیشبینی؟
- چه شواهدی برخلاف این باور وجود دارد؟
- اگر دوستم در این موقعیت بود، به او چه میگفتم؟
- نگاه یک فرد بیطرف به این مسئله چه بود؟
- آیا ممکن است توضیح دیگری نیز وجود داشته باشد؟
- مرحله پنجم: گزینههای مختلف ایجاد کنید
در این مرحله هنوز قرار نیست بهترین گزینه را انتخاب کنید. ابتدا باید تعداد انتخابها را افزایش دهید. حداقل پنج گزینه بنویسید؛ حتی اگر بعضی از آنها در ابتدا غیرعملی به نظر میرسند. سوالات مناسب:- چه کارهایی میتوانم انجام دهم؟
- سادهترین اقدام ممکن چیست؟
- اگر هیچ ترسی نداشتم، چه میکردم؟
- اگر زمان یا هزینه محدود نبود، چه گزینهای داشتم؟
- چه کسی میتواند به من کمک کند؟
- چه کاری را میتوانم متوقف، واگذار یا سادهتر کنم؟
- قبلاً در موقعیتی مشابه چه کاری برای من مؤثر بوده است؟
- مرحله ششم: یک اقدام کوچک انتخاب کنید
سلف کوچینگ نباید فقط به شناخت و تحلیل ختم شود. در پایان، یک اقدام مشخص انتخاب کنید. اقدام مناسب باید:- روشن باشد.
- در کنترل شما باشد.
- زمان انجام مشخصی داشته باشد.
- قابل مشاهده باشد.
- بیش از حد بزرگ نباشد.
بهجای «باید روی آینده شغلیام کار کنم» بنویسید: «تا ساعت شش عصر سهشنبه، فهرست پنج موقعیت شغلی مناسب را تهیه میکنم.»
سوالات این مرحله:
-
- اولین قدم من چیست؟
- چه زمانی آن را انجام میدهم؟
- چه مانعی ممکن است ایجاد شود؟
- اگر آن مانع ایجاد شد، چه خواهم کرد؟
- میزان تعهد من از صفر تا ده چقدر است؟
- برای افزایش یک نمرهای تعهدم چه چیزی باید تغییر کند؟
- مرحله هفتم: نتیجه را بازبینی کنید
پس از انجام اقدام، دوباره به موضوع برگردید. از خودتان بپرسید:- چه کاری انجام دادم؟
- نتیجه چه بود؟
- چه چیزی یاد گرفتم؟
- چه چیزی باید اصلاح شود؟
- قدم بعدی چیست؟
در سلف کوچینگ، شکست یک اقدام به معنای شکست شخص نیست. هر اقدام اطلاعات تازهای در اختیار شما قرار میدهد.
سوالات قدرتمند برای سلف کوچینگ
کیفیت سلف کوچینگ تا حد زیادی به کیفیت سوالهایی بستگی دارد که از خود میپرسید.
سوالات مربوط به هدف:
- واقعاً چه میخواهم؟
- چرا این هدف برای من مهم است؟
- این هدف متعلق به من است یا تحت تأثیر انتظار دیگران شکل گرفته است؟
- نتیجه مطلوب من دقیقاً چگونه دیده میشود؟
- اگر به این هدف برسم، چه چیزی تغییر میکند؟
سوالات مربوط به واقعیت:
- اکنون در چه موقعیتی قرار دارم؟
- چه چیزی را میدانم و چه چیزی را فقط حدس میزنم؟
- چه الگوی تکراری در رفتار من وجود دارد؟
- چه چیزی مانع من شده است؟
- سهم من در شکلگیری این وضعیت چیست؟
سوالات مربوط به گزینهها:
- چه انتخابهای دیگری دارم؟
- کوچکترین حرکت مفید چیست؟
- از چه کسی میتوانم کمک بگیرم؟
- چه چیزی را میتوانم حذف کنم؟
- اگر مجبور نبودم کامل عمل کنم، چه میکردم؟
سوالات مربوط به اقدام:
- قدم بعدی دقیقاً چیست؟
- چه زمانی آن را انجام میدهم؟
- چه چیزی ممکن است مانع من شود؟
- چگونه پیشرفت خود را اندازه میگیرم؟
- در برابر چه کسی پاسخگو خواهم بود؟
اشتباهات رایج در سلف کوچینگ چیست؟
- تبدیل پرسشگری به بازجویی: سوالهایی مانند «چرا باز هم نتوانستم؟» یا «مشکل من چیست؟» اغلب ذهن را به سمت دفاع، شرم و سرزنش هدایت میکنند. سوال را تغییر دهید: «چه عاملی باعث شد اقدامم انجام نشود و برای دفعه بعد چه تغییری لازم است؟»
- انتخاب چند موضوع بهصورت همزمان: تلاش برای اصلاح شغل، روابط، سلامتی، مدیریت زمان و عادتهای مالی در یک جلسه، معمولاً باعث سردرگمی میشود. هر جلسه را به یک موضوع مشخص اختصاص دهید.
- اکتفا کردن به شناخت: ممکن است پس از نوشتن و تحلیل احساس کنید کار مهمی انجام دادهاید؛ اما تا زمانی که بینش به رفتار تبدیل نشود، تغییر قابل توجهی رخ نمیدهد. هر جلسه را با یک اقدام پایان دهید.
- تعیین اقدامهای بیش از حد بزرگ: اقدام بزرگ ممکن است هیجانانگیز باشد، اما احتمال تعلل را نیز افزایش میدهد. بهجای «این ماه کسبوکار جدیدم را راهاندازی میکنم»، از اقدامی مانند «تا پنجشنبه مسئله اصلی مشتریان هدفم را با سه نفر بررسی میکنم» شروع کنید.
- استفاده از سلف کوچینگ برای فرار از کمک گرفتن: گاهی فرد ماهها به تحلیل یک مسئله ادامه میدهد، اما حاضر نیست از فردی متخصص کمک بگیرد. استقلال واقعی یعنی بدانید چه زمانی خودتان میتوانید پیش بروید و چه زمانی به نگاه بیرونی نیاز دارید.
چه زمانی سلف کوچینگ کافی نیست؟
سلف کوچینگ برای بسیاری از مسائل روزمره و اهداف توسعهای مفید است؛ اما جایگزین تمام انواع حمایت حرفهای نیست. مراجعه به کوچ حرفهای میتواند مناسبتر باشد اگر:
- بارها در یک الگوی تکراری گرفتار شدهاید.
- با وجود آگاهی، اقدام نمیکنید.
- مسئله برای شما بار هیجانی زیادی دارد.
- تصمیم شما پیامدهای شغلی یا مالی مهمی دارد.
- نمیتوانید میان واقعیت و برداشت خود تفاوت قائل شوید.
- به پاسخگویی و پیگیری منظم نیاز دارید.
- احساس میکنید سوالهای خودتان به نتیجه تازهای نمیرسند.
همچنین اگر با اضطراب شدید، افسردگی، افکار آسیب به خود، تروما یا اختلال جدی در عملکرد روزانه روبهرو هستید، سلف کوچینگ و کوچینگ حرفهای جایگزین ارزیابی و درمان توسط روانشناس یا روانپزشک نیستند.
🔗 این مقاله میتواند تکمیلکننده دانش شما باشد: تفاوت های کوچینگ و منتورینگ
🔗 این مقاله میتواند تکمیلکننده دانش شما باشد: تفاوت های کوچینگ و روانشناسی
سلف کوچینگ یا (self coachong) آن قدر ها هم کار سختی نیست! احتمالاً قبلاً هم بدون اینکه متوجه شوید این کار را انجام داده اید. سلف کوچینگ در واقع زمانی است که شما با خودآگاهی و تسلط بر احساسات درونی، باعث رشد شخصی و پرورش خود میشوید. بیشک همواره میتوانید نظر کارشناسانه یک روانشناس یا یک کوچ را بپرسید، اما میتوانید فقط به غریزه خود اعتماد کنید و خودتان قاضی شوید!
از این گذشته، هیچ کس شما را بهتر از خودتان نمیشناسد. خودارزیابی به عنوان فرایندی در حال پیشرفت هیچ موردی ندارد. به عبارتی شما در یک مرحله از یک سفر بسیار طولانی به سمت خودسازی و پیشرفت هستید. در حقیقت، اگر مطمئن هستید که میتوانید اهداف و توانایی هایتان را بشناسید، یعنی با خودتان مشکلی ندارید و راحت هستید.

سوالات متداول
سلف کوچینگ چیست؟
سلف کوچینگ یا خودمربیگری، استفاده ساختاریافته از مهارتهایی مانند خودآگاهی، پرسشگری، هدفگذاری هوشمند، بررسی گزینهها و طراحی اقدام برای هدایت خود در مسیر تغییر است.
آیا سلف کوچینگ همان مثبتاندیشی است؟
خیر. هدف سلف کوچینگ نادیده گرفتن مشکلات یا تکرار جملات مثبت نیست. در این فرایند، واقعیت موجود، موانع، احساسات و انتخابهای فرد بررسی میشوند.
🔗 این مقاله میتواند تکمیلکننده دانش شما باشد: مثبت اندیشی چیست؟ ۲۳ روش تقویت افکار مثبت
آیا سلف کوچینگ میتواند جای کوچ حرفهای را بگیرد؟
برای مسائل مشخص و روزمره گاهی بله؛ اما برای مسائل پیچیده، الگوهای تکراری، تصمیمهای مهم و موقعیتهایی که فرد با نقاط کور خود مواجه است، حضور یک کوچ حرفهای میتواند اثربخشتر باشد.
2 پاسخ
خود کوچ که میگن همین سلف کوچینگه؟