فرض کنید دو پیشنهاد شغلی پیش روی شما قرار گرفته است. پیشنهاد اول درآمد، اعتبار و امنیت بیشتری دارد، اما آزادی عمل شما را محدود میکند. پیشنهاد دوم درآمد کمتری دارد، ولی فرصت بیشتری برای یادگیری، خلاقیت و استقلال در اختیارتان میگذارد. کدام را انتخاب میکنید؟
ممکن است ساعتها درباره حقوق، موقعیت شرکت، مسیر رفتوآمد و آینده شغلی فکر کنید؛ اما در لایهای عمیقتر، تصمیم شما به این بستگی دارد که امنیت، آزادی، رشد، موفقیت و آرامش چه جایگاهی در زندگیتان دارند.
این همان نقطهای است که ارزشهای فردی وارد تصمیمگیری میشوند.
ارزشها فقط واژههای زیبایی مانند خانواده، صداقت، عدالت، عشق یا پیشرفت نیستند. ارزشهای واقعی را میتوان در انتخابها، رفتارها، روابط، نحوه صرف زمان و حتی چیزهایی دید که حاضر هستیم برای آنها هزینه بدهیم.
ممکن است کسی خانواده را مهمترین ارزش خود بداند، اما تقریباً تمام زمان و انرژی خود را صرف کار کند. فرد دیگری ممکن است آزادی را ارزش اصلی خود معرفی کند، اما تصمیمهای مهم زندگیاش را برای جلب رضایت دیگران بگیرد.
بنابراین، پرسش اصلی فقط این نیست که چه چیزهایی برای ما مهماند. پرسش عمیقتر این است: انتخابها و رفتارهای امروز ما از چه ارزشهایی حمایت میکنند؟
در این مقاله بررسی میکنیم ارزش یعنی چه، ارزش در روانشناسی چگونه تعریف میشود، نظام ارزشها چیست، چه تفاوتی میان ارزش، هدف، باور و نیاز وجود دارد و چگونه میتوانیم ارزشهای واقعی زندگی خود را بشناسیم.
ارزش چیست؟
ارزش، اصل یا کیفیتی است که یک فرد یا جامعه آن را مهم، مطلوب و شایسته میداند و از آن برای هدایت تصمیمها، ارزیابی رفتارها و تعیین اولویتها استفاده میکند. به زبان ساده:
ارزش یعنی چیزی که به ما نشان میدهد چه چیزی در زندگی مهم است، چگونه میخواهیم رفتار کنیم و دوست داریم چه نوع انسانی باشیم.
فرهنگ روانشناسی انجمن روانشناسی آمریکا، ارزش را اصلی اخلاقی، اجتماعی یا زیباشناختی تعریف میکند که فرد یا جامعه آن را راهنمای تشخیص امور خوب، مطلوب و مهم قرار میدهد. این منبع همچنین ارزش را میزان اهمیت، سودمندی یا ارزشی میداند که به یک چیز نسبت داده میشود.
برای مثال، اگر صداقت یکی از ارزشهای اصلی شما باشد، احتمالاً تلاش میکنید حتی در شرایط دشوار واقعیت را تحریف نکنید.
اگر یادگیری برایتان ارزشمند باشد، فقط درباره رشد صحبت نمیکنید؛ بلکه برای مطالعه، تجربه، تمرین و دریافت بازخورد زمان میگذارید.
اگر احترام یکی از ارزشهای شما باشد، نحوه گفتوگو، مخالفت، انتقاد و برخوردتان با دیگران باید نشانههایی از احترام را در خود داشته باشد. ارزش زمانی معنا پیدا میکند که از یک کلمه زیبا به رفتاری قابل مشاهده تبدیل شود.
ارزش یعنی چه؟ انواع ارزش چیست؟
واژه ارزش در موقعیتهای مختلف معانی متفاوتی دارد. به همین دلیل، پاسخ به سؤال «ارزش یعنی چه؟» به زمینهای بستگی دارد که این کلمه در آن استفاده میشود.
ارزش اقتصادی:
در اقتصاد، ارزش معمولاً به میزان منفعت، کاربرد یا بهایی اشاره دارد که برای یک کالا، دارایی یا خدمت در نظر گرفته میشود.
برای مثال، ارزش یک خانه ممکن است بر اساس موقعیت، مساحت، امکانات، کیفیت ساخت و شرایط بازار تعیین شود.
ارزش اخلاقی:
در اخلاق، ارزشها اصولی هستند که رفتار درست، مطلوب یا شایسته را مشخص میکنند.
صداقت، عدالت، مسئولیتپذیری، امانتداری و احترام به حقوق دیگران از نمونههای ارزشهای اخلاقیاند.
ارزش اجتماعی و فرهنگی:
در جامعهشناسی، ارزشها معیارهای مشترکی هستند که اعضای یک جامعه یا فرهنگ با کمک آنها رفتارها، انتخابها، نقشها و روابط را ارزیابی میکنند.
برای مثال، ممکن است در یک فرهنگ بر وفاداری خانوادگی و همکاری جمعی تأکید بیشتری شود و در فرهنگی دیگر استقلال فردی و آزادی انتخاب اهمیت بیشتری داشته باشد.
ارزش فردی:
ارزشهای فردی اصول و جهتگیریهایی هستند که هر فرد آنها را برای شیوه زندگی و رشد شخصی خود مهم میداند.
آزادی، امنیت، خانواده، رشد، آرامش، خلاقیت، موفقیت، معنویت و خدمت به دیگران میتوانند نمونههایی از ارزشهای فردی باشند.
ارزش شغلی:
ارزشهای شغلی نشان میدهند در تجربه کاری چه چیزهایی برای فرد اهمیت بیشتری دارند. دو نفر ممکن است شغل مشابهی داشته باشند، اما ارزشهای شغلی متفاوتی را دنبال کنند. یکی به امنیت اهمیت بیشتری بدهد و دیگری استقلال یا خلاقیت را در اولویت قرار دهد.
ارزش معنوی و وجودی:
این ارزشها به معنا، ارتباط درونی و نحوه نگاه فرد به زندگی مربوط میشوند. ارزشهای معنوی برای همه افراد تعریف یکسانی ندارند. برای بعضی افراد، معنویت با باور دینی پیوند دارد و برای بعضی دیگر با معنا، طبیعت، اخلاق، حضور یا تجربه ارتباط عمیق با زندگی تعریف میشود.
تمرکز اصلی این مقاله بر معنای فردی و روانشناختیِ ارزش است؛ یعنی ارزشهایی که بر تصمیمها، اهداف، روابط و سبک زندگی ما اثر میگذارند.
تعریف ارزش در روانشناسی چیست؟
در روانشناسی، ارزشها اهداف و اصول کلی و نسبتاً پایداری هستند که فرد آنها را مهم و مطلوب میداند و از آنها برای هدایت انتخابها و ارزیابی رفتار خود استفاده میکند. ارزشها معمولاً به یک موقعیت خاص محدود نیستند.
برای مثال، اگر احترام یکی از ارزشهای اصلی فرد باشد، این ارزش میتواند در محیط کار، خانواده، رابطه عاطفی و حتی نحوه برخورد او با افراد ناشناس دیده شود.
“شالوم شوارتز”، روانشناس اجتماعی و یکی از مهمترین پژوهشگران حوزه ارزشهای انسانی، ارزشها را اهداف مطلوب و فراتر از موقعیتهای خاص میداند که مانند اصول راهنما در زندگی عمل میکنند.
نظریه او ده گروه اصلی از ارزشهای انسانی را معرفی میکند و توضیح میدهد که ارزشها جدا از یکدیگر عمل نمیکنند؛ بلکه در قالب یک نظام بههمپیوسته قرار دارند. برخی ارزشها با یکدیگر هماهنگاند و برخی ممکن است در یک تصمیم خاص با یکدیگر تعارض پیدا کنند.
پژوهشهای انجامشده در ۸۲ کشور نیز شواهد قابلتوجهی برای اعتبار میانفرهنگی این نظریه ارائه کردهاند. این یافته به آن معنا نیست که همه انسانها ارزشهای یکسانی دارند؛ بلکه نشان میدهد گروههای بنیادی مشابهی از انگیزههای انسانی در فرهنگهای گوناگون قابلشناساییاند.
برای مثال، دو نفر ممکن است هر دو خانواده و پیشرفت شغلی را مهم بدانند؛ اما هنگامی که این دو ارزش با یکدیگر تعارض پیدا میکنند، یکی خانواده و دیگری پیشرفت شغلی را در اولویت قرار دهد.
بنابراین، تفاوت افراد همیشه در داشتن یا نداشتن یک ارزش نیست؛ بلکه بیشتر در این موارد دیده میشود:
- چه ارزشی برای آنها اولویت بالاتری دارد.
- هر ارزش را چگونه تعریف میکنند.
- هنگام تعارض میان ارزشها چه انتخابی انجام میدهند.
- تا چه اندازه رفتارشان با ارزشهای اعلامشده هماهنگ است.

نظام ارزشها چیست؟
فرهنگ روانشناسی انجمن روانشناسی آمریکا، نظام ارزشها را مجموعه مفاهیم اخلاقی، اجتماعی، زیباشناختی، اقتصادی و دینی میداند که فرد یا جامعه آنها را بهصورت آشکار یا ضمنی پذیرفته است.
به زبان ساده، نظام ارزشها مجموعه ارزشهای ما و ترتیب اهمیت آنهاست.
تقریباً هیچکس فقط یک ارزش ندارد. بیشتر ما همزمان خانواده، امنیت، آزادی، پیشرفت، آرامش، دوستی و احترام را مهم میدانیم. مسئله زمانی پیچیده میشود که دو یا چند ارزش در یک موقعیت با یکدیگر تعارض پیدا کنند.
برای مثال:
- امنیت ممکن است با ماجراجویی تعارض پیدا کند.
- پیشرفت شغلی ممکن است با آرامش یا زمان خانواده تعارض پیدا کند.
- صمیمیت ممکن است با استقلال تعارض پیدا کند.
- پذیرش اجتماعی ممکن است با اصالت فردی تعارض پیدا کند.
- درآمد بیشتر ممکن است با آزادی زمانی تعارض پیدا کند.
- وفاداری ممکن است با عدالت تعارض پیدا کند.
داشتن تعارض ارزشی نشانه ضعف یا سردرگمی نیست. بسیاری از تصمیمهای دشوار دقیقاً به این دلیل دشوارند که میان دو موضوع مهم قرار گرفتهایم، نه میان یک گزینه کاملاً خوب و یک گزینه کاملاً بد. شناخت نظام ارزشها کمک میکند بفهمیم در چنین موقعیتهایی کدام ارزش باید اولویت بیشتری بگیرد و هزینه انتخاب ما چیست.
آیا همه انسانها ارزشهای مشابهی دارند؟
بسیاری از ارزشهای انسانی در فرهنگهای مختلف شناخته میشوند، اما میزان اهمیت، معنا و شیوه اجرای آنها یکسان نیست.
پیمایش جهانی ارزشها یکی از گستردهترین پروژههای پژوهشی درباره نگرشها و ارزشهای مردم جهان است. در اسناد موج هفتم این پیمایش، دادههای بیش از ۸۰ هزار پاسخدهنده در ۶۴ کشور و جامعه گزارش شده است. موضوعاتی مانند خانواده، کار، دین، اعتماد، سیاست، آزادی، امنیت و مشارکت اجتماعی در این پیمایش بررسی شدهاند.
گستردگی این پژوهش نشان میدهد ارزشها فقط موضوعی شخصی یا فلسفی نیستند؛ بلکه در علوم اجتماعی، سیاستگذاری، روانشناسی و مطالعات فرهنگی نیز بهصورت جدی بررسی میشوند.
در عین حال، نباید از این پژوهشها نتیجه گرفت که همه مردم جهان ارزشها را به یک شکل تعریف میکنند.
برای مثال، استقلال ممکن است برای یک فرد به معنای استقلال مالی باشد و برای فردی دیگر به معنای آزادی بیان، حق انتخاب شغل یا توانایی تصمیمگیری بدون دخالت خانواده.
همچنین، خانواده ممکن است برای یک نفر به معنای حضور عاطفی و همراهی باشد و برای فردی دیگر با تعهد، مسئولیتپذیری یا حفظ پیوندهای خانوادگی تعریف شود. نام یک ارزش ممکن است یکسان باشد، اما معنای شخصی آن متفاوت است.
ارزشها چه تأثیری بر زندگی ما دارند؟
- ارزشها به تصمیمگیری جهت میدهند
وقتی نمیدانیم چه چیزی برایمان مهمتر است، ممکن است تصمیمهای خود را بر اساس فشار دیگران، ترس، عادت یا شرایط لحظهای بگیریم.
شناخت ارزشها تمام تردیدها را از بین نمیبرد، اما کمک میکند بفهمیم چرا یک تصمیم دشوار شده و در هر انتخاب از چه چیزی محافظت میکنیم. - ارزشها به اهداف معنا میدهند
هدفهایی که ارتباطی با ارزشهای فرد ندارند، حتی پس از دستیابی ممکن است رضایت عمیقی ایجاد نکنند.
برای مثال، فردی ممکن است به جایگاه شغلی بالایی برسد، اما چون آزادی، ارتباط یا آرامش از ارزشهای اصلی او بوده است، همچنان احساس نارضایتی کند. - ارزشها مرزهای فردی را روشن میکنند
بسیاری از مرزهای سالم از ارزشها ناشی میشوند.
فردی که احترام را مهم میداند، ممکن است تصمیم بگیرد در رابطهای که تحقیر مداوم وجود دارد باقی نماند.
فردی که سلامت برایش یک ارزش اصلی است، ممکن است برخی درخواستهای کاری را رد کند تا از فرسودگی جلوگیری کند. - ارزشها تعارضهای درونی را قابلفهم میکنند
گاهی بخشی از ما خواهان رشد و پیشرفت است و بخش دیگری امنیت و آرامش میخواهد.
شناخت ارزشهای درگیر کمک میکند بهجای سرزنش خود، تعارض واقعی را ببینیم و آگاهانه درباره آن تصمیم بگیریم. - هماهنگی ارزشهای فرد و محیط اهمیت دارد
در یک مطالعه با بیش از ۵۴ هزار شرکتکننده از ۲۹ کشور، هماهنگی میان ارزشهای فرد و ارزشهای رایج در کشور یا منطقه با شش شاخص بهزیستی، از جمله بهزیستی هیجانی و حمایت در روابط، ارتباط آماری داشت.
این یافته به معنای آن نیست که شباهت ارزشی به محیط، بهتنهایی علت خوشبختی یا سلامت روان است؛ اما نشان میدهد ناسازگاری شدید میان ارزشهای فرد و محیط میتواند تجربه زندگی را دشوارتر کند.
برای مثال، فردی که استقلال و نوآوری برایش بسیار مهم است، ممکن است در محیطی کنترلگر و بسیار محدودکننده، احساس فرسودگی یا بیمعنایی کند.

ارزش چیست و چه تفاوتی با هدف و باور دارد؟
تفاوت ارزش با هدف چیست؟
ارزش و هدف با یکدیگر مرتبطاند، اما یکسان نیستند. ارزش یک جهت مستمر برای زندگی است، اما هدف نتیجه مشخصی است که میتوان به آن رسید.
برای مثال:
- یادگیری یک ارزش است.
- دریافت یک مدرک تا پایان سال یک هدف است.
- مطالعه روزانه یک رفتار هماهنگ با ارزش است.
در رویکرد پذیرش و تعهد، ارزشها کیفیتهای انتخابشدهای برای عمل هدفمند در نظر گرفته میشوند. ارزشها مانند یک شیء به دست نمیآیند یا تمام نمیشوند؛ بلکه میتوان آنها را در هر لحظه از طریق رفتار زنده کرد. در مقابل، هدف مشخص است و میتوان آن را به پایان رساند.
برای نمونه، فرد میتواند به هدف ازدواج برسد، اما ارزش صمیمیت، احترام و همراهی پس از ازدواج نیز باید در رفتارهای روزمره ادامه پیدا کند.
تفاوت ارزش با باور چیست؟
باور چیزی است که فرد آن را درست یا واقعی میداند؛ اما ارزش چیزی است که فرد آن را مهم، مطلوب یا شایسته میداند.
برای مثال:
باور: افراد سختکوش معمولاً فرصتهای بیشتری برای پیشرفت پیدا میکنند.
ارزش: پشتکار و پیشرفت برای من مهم است.
باورها میتوانند بر نحوه اجرای ارزشها اثر بگذارند. همچنین ممکن است برخی باورها نادرست، محدودکننده یا حاصل تجربههای گذشته باشند، در حالی که یک ارزش همچنان برای فرد مهم باقی بماند.
تفاوت ارزش با نیاز چیست؟
نیاز معمولاً به چیزی اشاره دارد که برای سلامت، بقا یا عملکرد مناسب انسان ضروری است؛ مانند خواب، امنیت، ارتباط، تغذیه و استراحت. ارزش به نحوه پاسخدادن به زندگی و کیفیتی اشاره دارد که میخواهیم در رفتارمان نشان دهیم.
برای مثال، فرد ممکن است نیاز به امنیت داشته باشد، اما در پاسخ به این نیاز، ارزشهایی مانند برنامهریزی، مسئولیتپذیری یا استقلال را دنبال کند.
البته در زبان روزمره، مرز میان نیاز و ارزش همیشه روشن نیست. مهم این است که بدانیم یک واژه برای ما دقیقاً چه معنایی دارد و به چه رفتاری منجر میشود.
تفاوت ارزش با احساس ارزشمندی
ارزشهای فردی با احساس ارزشمندی یکسان نیستند. ارزشهای فردی به چیزهایی اشاره دارند که برای ما مهماند؛ مانند صداقت، خانواده، آزادی یا رشد.
احساس ارزشمندی به برداشتی مربوط است که فرد درباره شایستگی، اهمیت و احترامپذیری خود دارد.
ممکن است فردی ارزشهای خود را بهخوبی بشناسد، اما همچنان احساس ارزشمندی پایینی داشته باشد. از سوی دیگر، ممکن است فردی اعتمادبهنفس مناسبی داشته باشد، اما درباره اولویتهای واقعی زندگی خود سردرگم باشد.
بنابراین، چیستی ارزش با موضوع عزت نفس یا ارزشمندی انسان یکسان نیست؛ هرچند این مفاهیم میتوانند با یکدیگر ارتباط داشته باشند.
| مفهوم | تعریف | مثال |
|---|---|---|
| ارزش | جهت یا کیفیتی که میخواهیم در زندگی حفظ کنیم | یادگیری |
| هدف | نتیجهای مشخص و قابل دستیابی | پایاندادن یک دوره آموزشی |
| رفتار | اقدام عملی در زمان حال | روزانه سی دقیقه مطالعه |
| باور | گزارهای که آن را درست میدانیم | یادگیری توانایی مرا افزایش میدهد |
| نیاز | چیزی ضروری برای حفظ سلامت یا عملکرد | نیاز به استراحت |
| خواسته | چیزی که مایل هستیم به دست آوریم | خرید یک لپتاپ جدید |
انواع ارزشها کداماند؟ ده ارزش اساسی در نظریه شوارتز
یکی از معتبرترین مدلهای علمی برای توضیح ارزشهای انسانی، نظریه ارزشهای بنیادی شوارتز است. این نظریه ده گروه اصلی ارزش را معرفی میکند:
- خودراهبری: استقلال در فکر و عمل، انتخاب، خلاقیت و کاوش.
نمونه رفتاری: انتخاب مسیر شغلی بر اساس علاقه و قضاوت شخصی. - برانگیختگی: تازگی، هیجان، تنوع و تجربه چالش.
نمونه رفتاری: امتحانکردن تجربهها یا مسیرهای جدید. - لذتگرایی: لذت، رضایت و بهرهمندی از زندگی.
نمونه رفتاری: اختصاص زمان برای تفریح، آسودگی و تجربههای لذتبخش. - موفقیت: دستیابی به نتیجه و نشاندادن شایستگی بر اساس معیارهای اجتماعی.
نمونه رفتاری: کوشش برای پیشرفت حرفهای و کسب مهارت. - قدرت: جایگاه، اعتبار، نفوذ و کنترل بر افراد یا منابع.
نمونه رفتاری: تلاش برای دستیابی به نقشهای تصمیمگیرنده. - امنیت: ثبات، ایمنی و هماهنگی فردی و اجتماعی.
نمونه رفتاری: برنامهریزی مالی و انتخاب شرایط قابل پیشبینی. - همنوایی: کنترل رفتارهایی که ممکن است به دیگران آسیب بزنند یا هنجارهای اجتماعی را نقض کنند.
نمونه رفتاری: رعایت مقررات و توجه به پیامد رفتار بر دیگران. - سنت: احترام و تعهد نسبت به آداب، باورها و شیوههای پذیرفتهشده فرهنگی یا دینی.
نمونه رفتاری: حفظ مناسک یا سنتهای خانوادگی و فرهنگی. - خیرخواهی: مراقبت از رفاه افراد نزدیک و کسانی که با آنها ارتباط مستمر داریم.
نمونه رفتاری: حمایت از خانواده، دوستان و همکاران. - جهانشمولی: توجه به عدالت، مدارا، رفاه همه انسانها و حفاظت از طبیعت.
نمونه رفتاری: احترام به تفاوتها و حمایت از محیط زیست.
این نظریه نمیگوید کدام ارزش بهتر یا اخلاقیتر است. هدف آن توضیح انگیزههای متفاوت انسانها و رابطه میان آنهاست.
ارزشها چگونه شکل میگیرند؟
ارزشهای هر فرد از ترکیب عوامل مختلف شکل میگیرند:
- شیوه تربیت خانوادگی
- فرهنگ و محیط اجتماعی
- باورهای دینی یا فلسفی
- تجربههای دوران کودکی
- موفقیتها و شکستها
- افراد و الگوهای تأثیرگذار
- مدرسه و نظام آموزشی
- محیط کاری
- رسانهها
- شرایط اقتصادی
- بحرانها و تغییرات بزرگ زندگی
بعضی از ارزشهای ما آگاهانه انتخاب شدهاند و بعضی دیگر از خانواده یا جامعه به ما منتقل شدهاند. به همین دلیل، ممکن است فرد سالها برای چیزی تلاش کند که هرگز شخصاً آن را بررسی نکرده است.
برای مثال، فرد ممکن است تصور کند جایگاه اجتماعی مهمترین ارزش زندگی اوست؛ اما بعد متوجه شود بخش زیادی از این خواسته از مقایسه با دیگران یا نیاز به تأیید خانواده آمده است.
فرایند شناخت ارزشها کمک میکند میان ارزش انتخابشده و ارزش تحمیلشده تفاوت بگذاریم.
فرهنگ روانشناسی انجمن روانشناسی آمریکا، روشنسازی ارزشها را فرایندی میداند که به فرد کمک میکند اصول اخلاقی، اولویتها و رابطه آنها را با رفتار روزمره بهتر بشناسد.

آیا ارزشها تغییر میکنند؟
ارزشها معمولاً از خواستهها و احساسات روزمره پایدارترند، اما کاملاً ثابت نیستند. تجربههایی مانند ازدواج، والدشدن، مهاجرت، تغییر شغل، بیماری، موفقیت، شکست یا ازدستدادن یک عزیز میتوانند ترتیب اولویت ارزشها را تغییر دهند.
برای مثال، فردی ممکن است در یک دوره از زندگی، موفقیت و هیجان را در اولویت قرار دهد و چند سال بعد، آرامش، خانواده و سلامت برایش مهمتر شوند.
گاهی نیز خود ارزش تغییر نمیکند، بلکه معنای آن تغییر میکند. موفقیت ممکن است در بیستسالگی به معنای درآمد بالا و جایگاه شغلی باشد، اما در چهلسالگی با استقلال، اثرگذاری، رضایت یا تعادل در زندگی تعریف شود.
یک مرور نظاممند درباره تغییر ارزشهای فردی، ۱۴ مقاله و ۲۵ آزمایش را بررسی کرده است. این مرور نشان میدهد ارزشها کاملاً تغییرناپذیر نیستند، هرچند تغییر پایدار آنها موضوعی پیچیده است و نمیتوان با یک تمرین کوتاه یا توصیه ساده، اولویتهای ارزشی افراد را بهطور قطعی تغییر داد. ـ
چگونه ارزشهای زندگی خود را بشناسیم؟
لحظههای رضایت را بررسی کنید
سه موقعیت را به یاد بیاورید که در آنها از خودتان، تصمیمتان یا شیوه رفتارتان احساس رضایت داشتید.
از خود بپرسید:
- در آن موقعیت چه چیزی برای من مهم بود؟
- چه ویژگیای در رفتار خودم دوست داشتم؟
- از چه چیزی دفاع کردم؟
- کدام ارزش در آن لحظه زنده بود؟
ممکن است پشت یک موفقیت کاری، ارزشهایی مانند پشتکار، یادگیری، استقلال یا اثرگذاری وجود داشته باشند.
ناراحتیها و خشمهای خود را بررسی کنید
خشم، ناراحتی و رنجش گاهی میتوانند از نقض یک ارزش مهم خبر دهند.
برای مثال:
- ناراحتی از دروغ ممکن است به ارزش صداقت مربوط باشد.
- ناراحتی از کنترلشدن ممکن است به ارزش آزادی مربوط باشد.
- ناراحتی از نادیدهگرفتهشدن ممکن است با احترام یا تعلق ارتباط داشته باشد.
- ناراحتی از بینظمی ممکن است به نظم یا مسئولیتپذیری مربوط باشد.
البته هر احساس ناخوشایندی الزاماً نشانه یک ارزش نیست؛ اما میتواند سرنخی برای بررسی عمیقتر باشد.
انتخابهای دشوار گذشته را مرور کنید
به تصمیمهایی فکر کنید که برایتان هزینه داشتهاند.
- برای چه چیزی از یک فرصت صرفنظر کردید؟
- چه چیزی را حاضر نبودید قربانی کنید؟
- در چه موقعیتی برخلاف نظر دیگران تصمیم گرفتید؟
- چه چیزی باعث شد سختی یک مسیر را تحمل کنید؟
- از چه تصمیمی پشیمان شدید و کدام ارزش در آن نادیده گرفته شد؟
ارزشهای واقعی اغلب در انتخابهایی دیده میشوند که برای آنها هزینه دادهایم.
تقویم و هزینههای خود را ببینید
ارزشهای اعلامشده همیشه با ارزشهای اجراشده یکسان نیستند.
ممکن است بگوییم خانواده، سلامت یا یادگیری برایمان مهم است؛ اما تقویم، انرژی و هزینههای ما چیز دیگری نشان دهند.
این سؤالها را بررسی کنید:
- بیشترین زمان من صرف چه چیزی میشود؟
- بیشترین انرژی ذهنی من درگیر چیست؟
- برای چه چیزهایی بیشتر هزینه میکنم؟
- چه موضوعی دائماً در تصمیمهای من اولویت دارد؟
- چه ارزش مهمی در برنامه روزانه من تقریباً دیده نمیشود؟
این بررسی برای سرزنشکردن خود نیست؛ بلکه برای دیدن فاصله میان زندگی فعلی و ارزشهای مطلوب است.
ارزشها را اولویتبندی کنید
از فهرست ارزشها ابتدا ده مورد را انتخاب کنید.
سپس آنها را به پنج مورد کاهش دهید.
در مرحله بعد، سه ارزش اصلی خود را مشخص کنید.
برای اولویتبندی، خود را در موقعیت تعارض قرار دهید:
- اگر مجبور باشم میان امنیت و آزادی یکی را انتخاب کنم، کدام مهمتر است؟
- اگر پیشرفت شغلی زمان خانواده را کاهش دهد، حد قابلقبول من چیست؟
- اگر صداقت باعث ازدستدادن یک منفعت شود، چگونه تصمیم میگیرم؟
- اگر آرامش با هیجان و تجربه تازه تعارض پیدا کند، در این دوره از زندگی کدام اولویت دارد؟
این سؤالها کمک میکنند از انتخابهای شعاری فاصله بگیرید.
هر ارزش را با زبان شخصی تعریف کنید
نوشتن کلمه خانواده، آزادی یا موفقیت کافی نیست.
برای هر ارزش بنویسید:
- این ارزش برای من دقیقاً چه معنایی دارد؟
- چه رفتارهایی نشان میدهند بر اساس آن زندگی میکنم؟
- چه رفتارهایی نشان میدهند از آن فاصله گرفتهام؟
- در هفته آینده چه اقدام کوچکی میتوانم انجام دهم؟
از کجا بفهمیم یک ارزش واقعاً متعلق به خودمان است؟
برای هر ارزش منتخب، این سؤالها را پاسخ دهید:
- آیا بدون تشویق و تأیید دیگران نیز این موضوع برای من مهم است؟
- آیا این ارزش در تصمیمهای واقعی من دیده میشود؟
- حاضر هستم برای آن چه هزینهای بدهم؟
- آیا این ارزش را خودم انتخاب کردهام یا فقط از دیگران شنیدهام؟
- وقتی بر اساس آن زندگی میکنم چه احساسی دارم؟
- آیا این کلمه واقعاً یک ارزش است یا یک هدف، نیاز یا انتظار اجتماعی؟
- این ارزش دقیقاً به چه رفتارهایی تبدیل میشود؟
- آیا این ارزش در همه حوزههای زندگی برای من اهمیت دارد یا فقط در یک حوزه خاص؟
در رویکرد پذیرش و تعهد، تأکید میشود که انتخاب ارزشها نباید صرفاً بر اساس اجتناب، فشار اجتماعی یا جملاتی مانند «من باید این ارزش را داشته باشم» انجام شود. ارزش زمانی شخصیتر است که فرد آن را آگاهانه انتخاب کند و بتواند در رفتار خود زنده نگه دارد.

چگونه تعارض ارزشها را حل کنیم؟
تعارض ارزشها همیشه با حذف یکی از ارزشها حل نمیشود. گاهی باید راهی پیدا کنیم که هر دو ارزش تا حد قابلقبولی دیده شوند.
فرض کنید امنیت و آزادی هر دو برای شما مهماند. یک شغل ثابت امنیت بیشتری ایجاد میکند، اما آزادی شما را کاهش میدهد. برای تصمیمگیری این مراحل را طی کنید:
- ارزشهای درگیر را دقیق نامگذاری کنید.
- مشخص کنید هر ارزش در این موقعیت چه معنایی دارد.
- حداقل قابلقبول خود را برای هر ارزش تعیین کنید.
- پیامد کوتاهمدت و بلندمدت هر انتخاب را بررسی کنید.
- ببینید آیا راهحل ترکیبی، موقت یا آزمایشی وجود دارد.
- هزینه هر انتخاب را آگاهانه بپذیرید.
- بعد از مدتی نتیجه تصمیم را دوباره ارزیابی کنید.
گاهی تصمیم خوب، تصمیمی نیست که هیچ هزینهای نداشته باشد؛ بلکه تصمیمی است که هزینه آن با اولویتهای واقعی ما هماهنگتر باشد.
کوچینگ چگونه به شناخت ارزشها کمک میکند؟
در فرایند کوچینگ، کوچ ارزشهای درست را برای مراجع تعیین نمیکند و به او نمیگوید چگونه زندگی کند. نقش کوچ این است که با پرسشگری، گوشدادن فعال، بازخورددهی موثر و ایجاد فضای تأمل، به مراجع کمک کند میان خواستههای سطحی، فشارهای بیرونی، ترسها و ارزشهای واقعی خود تفاوت بگذارد.
یک گفتوگوی کوچینگ ممکن است به بررسی سؤالهای زیر کمک کند:
- این تصمیم قرار است از کدام ارزش تو محافظت کند؟
- میان چیزی که میگویی مهم است و کاری که انجام میدهی چه فاصلهای وجود دارد؟
- اگر ترس از قضاوت دیگران نبود، چه چیزی را انتخاب میکردی؟
- موفقیت برای تو دقیقاً چه معنایی دارد؟
- در این تصمیم چه دو ارزش مهمی با یکدیگر تعارض دارند؟
- چه چیزی را حاضر نیستی برای رسیدن به این هدف قربانی کنی؟
- کوچکترین اقدام هماهنگ با ارزش تو چیست؟
- اگر به این مسیر ادامه بدهی، یک سال بعد از چه چیزی راضی یا پشیمان خواهی بود؟
ارزشکاوی در کوچینگ زمانی مفید است که به آگاهی، انتخاب و اقدام منجر شود.
صرف انتخاب چند کلمه از یک لیست، تغییر ایجاد نمیکند. ارزش باید در تصمیمها و رفتارهای واقعی فرد دیده شود.
همچنین باید توجه داشت که کوچینگ جایگزین رواندرمانی یا خدمات تخصصی سلامت روان نیست. اگر تعارض ارزشی با افسردگی، اضطراب شدید، آسیب روانی یا اختلال جدی در عملکرد همراه باشد، مراجعه به روانشناس یا روانپزشک ضروری است.
چند خطای رایج در شناخت ارزشها
📍انتخاب ارزشهایی که خوب به نظر میرسند
گاهی افراد ارزشهایی را انتخاب میکنند که از نظر اجتماعی پسندیدهاند، نه ارزشهایی که واقعاً انتخابهایشان را هدایت میکنند. برای مثال، ممکن است فرد خدمت به دیگران را انتخاب کند؛ چون تصور میکند این پاسخ اخلاقیتر است، در حالی که استقلال یا موفقیت در عمل برای او اهمیت بیشتری دارد.
هدف شناخت ارزشها، ساختن تصویر مطلوب از خود نیست؛ بلکه دیدن صادقانه اولویتهای واقعی است.
📍اشتباهگرفتن هدف با ارزش
خرید خانه، ازدواج، مهاجرت و دریافت مدرک هدفاند، نه ارزش. باید پرسید: رسیدن به این هدف قرار است کدام ارزش را در زندگی من زنده کند؟
📍انتخاب تعداد زیادی ارزش
اگر بیست ارزش را بهعنوان ارزش اصلی انتخاب کنیم، هنگام تصمیمگیری کمک چندانی دریافت نخواهیم کرد. اولویتبندی زمانی معنا پیدا میکند که بپذیریم همه ارزشها در هر موقعیت وزن یکسانی ندارند.
📍تعریفنکردن رفتار مشخص
واژههایی مانند رشد، خانواده و معنویت بسیار کلیاند. تا زمانی که ندانیم هر ارزش در زندگی روزمره به چه رفتاری تبدیل میشود، احتمال شعاریشدن آن زیاد است.
📍استفاده از ارزشها برای قضاوت دیگران
ارزشها میتوانند رفتار ما را هدایت کنند؛ اما نباید به ابزاری برای برتر دانستن خود یا تحقیر کسانی تبدیل شوند که اولویتهای متفاوتی دارند. تفاوت ارزشی همیشه به معنای بیاخلاقی، ناآگاهی یا اشتباهبودن طرف مقابل نیست.


سوالات متداول در مورد ارزش ها
ارزش یعنی چه؟
ارزش میتواند به معنای قیمت و بها، اهمیت اخلاقی و اجتماعی یا یک اصل راهنما در زندگی فرد باشد. در روانشناسی، ارزشها موضوعاتی هستند که فرد آنها را مهم میداند و بر اساس آنها انتخاب میکند.
تعریف ارزش در روانشناسی چیست؟
در روانشناسی، ارزشها اهداف و اصول کلی و نسبتاً پایداریاند که فرد آنها را مهم میداند و از آنها برای هدایت تصمیمها و ارزیابی رفتار خود استفاده میکند.
نظام ارزشها چیست؟
نظام ارزشها مجموعه ارزشهای یک فرد یا جامعه و ترتیب اهمیت آنهاست. این نظام بر تصمیمها، رفتارها و قضاوتهای ما اثر میگذارد.
یک پاسخ
دشتها آلودست…
در لجنزار گل لاله نخواهد رویید…
این بیت شعر خیلی زیبا به اهمیت داشتن ارزش های صحیح و درست اشاره میکنه